روش تحقیق بررسی رابطه افت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره های راهنمایی و متوسط

تعداد صفحات: 43 فرمت فایل: word کد فایل: 10003319
سال: مشخص نشده مقطع: مشخص نشده دسته بندی: پایان نامه علوم تربیتی
قیمت قدیم:۷,۱۰۰ تومان
قیمت: ۴,۳۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه روش تحقیق بررسی رابطه افت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره های راهنمایی و متوسط

    عمده ترین عوامل خانوادگی مؤثر در پیشرفت تحصیلی و افت تحصیلی دانش آموزان دختر در شهرستان بوکان عبارتند از :

    1.    نحوه نگرش والدین به مسایل عاطفی واحساساتی در خانواده و تامین امنیت دختران درمنزل

    2.    طبقه اجتماعی و اقتصادی خانواده درجامعه شهری ویا روستای محل زندگی

    3.    سطح فکری و فرهنگی خانواده و تحصیلات والدین

    4.    تعداد جمعیت خانواده

    5.    اشتغال دختران ضمن تحصیل

    6.    اشتغال مادران

    7.    رابطه بین والدین و آموزشگاه

    8.    اثرات ماهواره و فیلم های آن بر روی دختران دانش اموز

    9.    نحوه نگرش وایدئو لوژی خانواده به مسایل دینی ومادی

    اکنون از بین عوامل فوق به توضیح مهمترین آنها می پردازم :

     

     فصل اول                                     

    1.     نحوه نگرش والدین به مسایل عاطفی واحساساتی در خانواده و تامین امنیت دختران درمنزل

     

    ·       والدین دارای شغل ازاد وغیر دولتی

     

    دختران شهر وروستا های بوکان  مقدار قابل توجهی از وقت خود را درمنزل  می گذراند .

     

    به همین دلیل مهم ترین عامل مؤثر در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل ، خانواده

     

    ِِآنهااست .

     

    با پاسخ وپرسش های که در طول مدت خدمتم از دانش اموزانی که نسبت به درس و تحصیل بی علاقه بودند دلیل عمده نگرش منفی آن  انها به درس و مدرسه وسرچشمه بروز اصلی خانواده شان بود.نگرش خانواده بیشتر انها نسبت به مدرسه ، معلمان و درس ، منفی بود و یا بین آنچه می گفتندو آنچه عمل می کردند تفاوت وجود داشته است.واین یک امر طبیعی است که به تدریج فرزند آنها نیز نگرش منفی به درس و تحصیل پیدا خواهد کرد .بیشتر  پدرانی که شغل ازاد داشتند و به کار تجارت خصوصا انهایی که به مبالادت مرزی اشتغال داشتند درس را کاری بیهوده و اتلاف وقت تلقی می کنند  وهمین نگرش را به فرزندان خود منتقل ساخته و برای پیشرفت درس آنها هیچ گونه کوششی انجام نمی دهند . انها مدرسه را ابزاری برای کنترل کودکان شان خصوصا در ایام جوانی و دوران متوسطه می دانستند . وبیشتر دوست دارندکه پسرانشان بجای شرکا با انها همراه شوند تا منفعتی که می برند دو چندان شود . واین نگرش منفی به مدرسه ودرس به دختران هم منتقل می شود . بدون انکه تکرار کنند و حرفی به میان بیاورند ارزو داشتند که به جای دخترانشان پسر داشتند و در این تجارت انها همراهی کنند . این نگرش بسیار مخرب در بیشتر این خانواده ها وجود دارد . بیشتر این پدران در ایام هفته در منزل نیستند و زمانی که هم باشند بیشتر به حساب وکتابهایشان رسیدگی می کنند و وقتی برای رسیدگی به امور تحصیلی فرزندانشان ندارند . در چنین خانواده هایی معمولا در نبود پدر پسران ارشد و یا بقیه سرپرستی خانواده را بعهده دارند و دختران کمتر در امور دخالت داده می شوند . این تبعیض بوجود امده بر روحیات دختران تاثیر منفی گذاشته واغلب انها دارای افت تحصیلی شدید تری نسبت به بقیه دارند .

     

    ·                    شغل عام و کم درامد ویا در رده پایین تر یا بی سرپرست ویا بدسرپرست یا تک سرپرست

     

     

     

    ·       آرزوهای برآورده نشده والدین و وظیفه فرزندان

     

            بیشترخانواده های شهری وروستایی که درامد انها کم تر است مانند دست فروشان وتاناکورا فروشان و شغل های بقالی و سوپر مارکتهای که در خیابانهای فرعی و محله های دور از مرکز شهر هستند  یک جمله را همیشه به فرزندان خود یاد اوری می کنند اینکه درس بخوانند تا در اینده چیزی بشوند وبرای خود کسی باشند تامانند انها زندگی بدی نداشته باشند ودر حقیقت از فرزندانشان انتظار دارند تا آرزوهای براورده نشده انها را تحقق بخشند . و چنانچه این روند رو به ضعف گذاشت باعٍث تضعیف روحیه آنان شده وزندگی رقت بار والدینشان برای همیشه نصیب خود می دانند ورهایی از ان را محال می پندارند.بیشتر دانش اموزانی که پدران ویا والدین انها دارای چنین شغل های هستند درس خواندن را تنها برای رهایی از تنگ دستی و فقر می دانند و بیشتر تلاش انها به همین منظور است اما متاسفانه با توهماتی که همیشه گریبانگیر اغلب  انهااست با شکست مواجه می شوند  واگر از یک یا دو درس نتوانند موفق شوند ارزو های خود را برباد رفته می دانند و باعث می شود تا در دیگر دروس نیزتلاش خود را بکار نبرند. و دچار افت تحصیلی شدید گردند که جبران ان تقریبا ممکن نخواهد بود.

    ·       تبعیض در بین فرزندان

    مورد دیگری که در چنین خانواد های رایج است تبیعض بین دختران وپسران است . ان ها داشتن دختر را مایه درد سر و بی ابرویی که باید همیشه تحت نظر باشند تا کاری خلاف عرف خانواده فامیل وهمسایه ها انجام ندهند . انان هموراه این نکته را تکرار می کنند که یک پسر بهتر از 1000دختر است . دختر ها مال دیگرانند و برای دیگران آنها را بزرگ می کنند . دختران تا بزرگ می شوند وازدواج می کنند نان خور اضافی وجای دیگری اشغال می کنند . همیشه از طرف خانواده و دیگر افراد فامیل سرکوب می شوند وضعیفه بودن شان مرتب به انها یاد آوری می شوند .  حتی فر ستادن انها به مدرسه نیز از روی خیر خواهی و ترحم است . چنانچه دختری دارای افت تحصیلی شود ومردود گردد از فرستادن دوباره ان جلوگیری می کنند . میزان بی سوادی دختران و زنان در این خانواده ها بسیار بالا است انان یا سواد ندارند ویا کم سواد هستند . و همیشه در سنین پایین ازدواج می کنند .

     

     

     

    ·       خشونت علیه دختران وزنان

     

           خشونت علیه دختران یکی از شایع ترین نمود خشونت واستبداد دراین گونه خانواده ها در شهر بوکان وروستاههای اطراف ان است.  اعمال خشونت معمولا از سوی پدران و برادران بزرگتر اعمال میشود . به کاربردن کلمات رکیک ودور از نزاکت وادب ،فحش ودشنام ، بهانه گیری های غیر معقول ،دادوفریاد غیر اخلاقی ،فشارآوردن های روحی وروانی ، ضرب وشتم منجر به زخمی شدن ، تهدید به مرگ ، محروم کردن از خرج روزانه وغذا دربیشتر ان خانوادهها معمول شده است.

     

    نگاه مالکیت والدین بر فرزندان خصوصا دختران وزنان در این منطقه یک قانون مطلقه وتغییر ناپذیر شده است. انان تنبیه فرزندان را جزیی از برنامه تربیتی خود به حساب می اورند.

     

    در کل دختران به شیوه های زیر در این چنین خانواده های مورد ازار قرار می گیرند.

     

    1-  اذیت وآزار جسمی : بصورت رفتار های که از نظر فیزیکی وجسمی به  دختران اسیب وارد    می کند مانند:،کتک زدن بادست،چوب،کابل وشلنگ آب،گاز گرفتن،سوزندان دست وصورت بوسیله آب جوش وجسم داغ،مجروح کردن ، شکستن اعضای بدن ،و.......

     

    2-  اذیت وازارروحی و روانی: بصورت حرکات ورفتارهای که روح وروان دختران اسیب می بینند.مانند:هتک حرمت،توهین وافترا،ترساندن،تحقیر،تبعض بین فرزندان دختر وپسرو.... وممانعت از دیدار مادر و یا پدر بعد از جدایی والدین از هم دیگر

     

    3-  اذیت وازارهای عاطفی: عدم توجه وبرآورده نکردن نیازهای اولیه واساسی دختران مانند: تهیه پوشاک مناسب با سن و محیط ، عدم تهیه تغذیه ، عدم توجه به بهداشت وزبیایی ، عدم توجه به مسله اموزش ، عدم توجه به ارزوها وبرنامه های ان ها برای اتی خود و......

     

    4-  اذیت وازار بصورت سوء استفاده: وادار کردن دختران به کارهای دشوار وقاچاق کالا و مواد مخدر ، سوء استفاده های جنسی بصورت های مختلف و.........

     

    ·      عوامل کودک آزاری

     

    یک نکته دیگری که در اخر بحث عوامل خانواده می خواستم به ان بپردازم عوامل کودک ازاری خصوصا دختر ازاری  وبهره کشی جنسی دختران خصوصا از ناحیه افرا د فامیل وافراد درجه یک ودو خانواده  وتاثیرات وعواقب ان است. بیشتردختران زمانی که مورد مزاحمت های افراد قرار می گیرند از بیان ان در خانواده ومدرسه هراس دارند و برای رفع این مشکل کمتر از دیگران و والدین کمک می گیرند . متاسفانه نمونه های که گزارش شده اند و یا بحث انان پیش کشیده است ...... این مشکل زمانی حاد وغیر قابل درمان است که این اذیت وازار از ناحیه خانواده خود وافراد درجه یک فامیل باشد. موارد زیادی را شاهد بودیم که دختران دانش اموز از ناحیه خانواده مورد ضرب وشتم قرار گرفته اند ولی از هیچ ناحیه ای مورد حمایت قرار نگرفته اند . در چند مورد گزارش شده است که حتی مورد ضرب و شتم دوست پسر قرار گرفته اند. اما هیچ یک از این دختران گزارشی به مسولین یا مراجع ذیربط نداده اند. دختران خصوصا در خانوادههای با درامد کم یا بی سرپرست ویا بد سرپرست و خانوادههای که والدین انها مستبد وخود رای هستند دچار این نوع اذیت وازار می شوند . انان چنانچه نتوانند مقاومت کنند و راهی جز اطاعات از فرامین انها نداشته باشند . اعتماد به نفس خود را از دست می دهند وخشونت را تحمل می کنند .وبرای همیشه دارای شخصیتی اجتماعی منزوی وروانی مغشوش هستند .

    با یکی از دانش اموزانی که از این دسته دختران بود صحبت کردم او به انچه در خانواده اش در مورد زنان ودختران گفته بودند باور پیدا کرده بود .او در خانواده ای زندگی می کرد که برادربزرگترش سرپرست اصلی خانواده بود .او از زبان برادرش نقل می کرد که بارها به او گفته است که

     

    ":هیچ کس جز من نمی تواندرفتار وکردارت را تحمل کند"

     

    "این حرکات و اطوار اوست که باعث بروز این قبیل رفتار از سوی برادرش شده است"

     

    "هیچ کسی دلش برای زن ها نمی سوزد "

     

    "تمامی فتنه ها زیر سر زن ها است"

     

    " هیچ زنی عرضه مراقبت از خودش را ندارد"

     

    زن ها توانایی تصمیم گیری هیچ چیزی را ندارند چون ناقص العقلند"

     

    این قبیل رفتارها و گفتارها احساس ضعف در برابر همه انچه را که مردان خانواده می گویند را ایجاد کرده است و هر گونه امیدی را برای بهبود این وضعیت از انها را می گیرد.

     

    بحث دیگر این مورد بهره کشی جنسی وازار جسمی وجنسی انان است.

     

    مشکل اصلی برای دفاع از این چنین دختران بسته بودن خانواده ها بعنوان نهادی محدود در این منطقه است نفوذ از سوی مدرسه و مشاورین ویا حتی مراجع ذیصلاح این قضیه مشکل ودشوار است. هنوز هیچ نهاد مددکاری و اجتماعی نتوانسته است اجازه قانونی برای دخالت در خانواد های این منطقه را داشته باشد حتی در موارد بسیار حاد هم قانون نتوانسته است کاری از پیش ببرد . دختر ازاری و خشونت با دختران حالت پنهان به خود گرفته است و برخی از انها شناخته شده نیستند ویا کسی نمی خواهد در مورد ان حرفی بزند  درمان این مسله تنها به دختر دانش اموز بر نمی گردد بلکه کل اعضای خانواده را در بر می گیرد.

     

    نبود مرکزی برای رسیدگی به موارد کودک ازاری این مشکلات را حاد تر کرده است . کودک ازاری های شدید غالبا گزارش نمی شوند.

     

     

     

    ·       در باورهای عمومی مقصر اصلی کیست؟

     

     

     

              در چنین خانواده های به دلیل فقر فرهنگی وفکری مسئول انحرافات جنسی را زنان می دانند  در این قشر باور عمومی بر این است که این دختران وزنان هستند با زیبایی وارایش کردن جذابیت زنانگی و جنسی خود را به نمایش می گذارند وباعث تحریک مردان می شوند. انان فکر می کنند که زنان نجیب  درخانه می مانند تا در معرض دید مردان قرار نگیرند تا انان تحریک نشوند وبه او تعرض ودست درازی نکنند به همین خاطر مخالف پوشیدن لباس های زنانه تنها هستند انها حتما باید چادر سر کنند وروسری بگذارند . وبه هیچ عنوان در مجالسی که مردان حضور دارند نباشند . حتی در تعین نوع واندازه چادر ومانتو هم دخالت می کنند . موارد متعددی در این باره گزارش شده است که خانواد ها حتی به همین خاطر از درس خواندن دختران جلوگیری کرده اند . این امر در دورههای متوسطه روستایی وحاشیه شهر بیشتر به چشم می خورد . در یک مورد شقاوت به حدی رسیده بود که یک دختر دانش اموز کلاس سوم راهنمایی پرده ازان برداشت .  برای اینکه توجه جنسی پسران ومردان به او جلب نشود همه روز توسط مادرش با پارچه گرم پستانهایش را می مالیده تا از برجسته شدن انها جلو گیری شود و او کم سن وسال تر ازانچه هست جلوه کند . از این مورد شقاوتها بسیار شنیده شده است . از روی شنید ه ها چنین استنباط شده که این عمل تا حدود بسیاری در خانواد های اینچنینی انجام می شود . برای این کار از وسایلی مانند کفگیر، پوست وهسته موز،گوشت کوب ،وپوسته نارگیل ،پوسته انواع میوه جات ، پارچه ضخیم ، وبستن با سکه ویا غیره ...   این اعمال بسیار درد ناک هستند . بیشتر انها دلیل کارشان را تامین امنیت دختران برای در امان ماندن از دست مردان ومزاحمان ودر امان ماندن از تجاوز وتضمین کننده اینده شان عنوان می کنندو برای اینکه مانع از رشد غریزه جنسی وازدواج زودرس شوند و به تحصیل ادامه دهند .

     

      مادری در این مورد می گفت:" نجابت زنان خانه دار وبی سواد به شرم وحیای آنان وعدم اطلاع از چگونگی بیان مسایل جنسی صریح وبی پرده ودرمیان گذاشتن آن با دخترانشان درباره مسایل جنسی وزنانه  دلیل اصلی این اعمال است . دختران باید بزرگتر شوند ومدرسه را به اتمام برسانند تا خود به اصل قضیه پی ببرند ."

     

    این مادران از ترس اینکه مبادا زندگی دخترانشان تباه شود واینده ای با زندگی با رفاه نداشته باشند همیشه انان را از لحاظ ظاهر و رشد سنی کنترل می کنند . مادری از اینکه دخترش مورد مزاحمت قرار گیرد ویا مواردی از این قبیل پیش بیاید و شوهرش راعصبانی کند هراس داشت و همچنین از ازدواج زود هنگام دخترش و بارادری او به شدت وحشت داشت . به همین خاطر حاضر به انجام هرکاری حتی اعمال خشونت امیز تر نیز بود .او حاضر بود باهر ترفندی که باشداز رشد برجستگی های اندام های دخترش جلو گیری کند  وجذابیتهای جنسی دختر ش را کنترل نماید .

     

    ·      اول مهر

     

    اول مهر برای خانواده های که دارای درامد کافی نیستند و یا سرپرست آن بی سواد است و معنا ومفهوم اینده فرزندشان را درک نمی کنند  به معنی خرید دفترچه و لوازم التحریر گران، لباس، هزینه کفش وکیف و کتاب مدرسه وهزینه های اینده ای آن و شروع یک درد سر تازه است. در صحبتهای که انان می گویند یک نکته همیشه خواسته وناخواسته تکرار می کنند که" اگر حرف وحدیث دیگران نبود هرگز حاضر نبودند تا دخترانشان را به مدرسه بفرستند . انان مدرسه ودرس بهانه ای برای فرار از کارهای خانه و یاد نگرفتن امورات خانه و شوهرداری در اینده می دانند "

     

    یک نکته مهم اینکه اغلب این خانواد ه ها  ساکنان روستاههای دور ونزدیک شهر بودند که به بوکان مهاجرت نموده اند وهمین عامل مهاجر پذیری شهر بوکان نیزباعث افزایش بی رویه جمعیت ان شده است.

     

     رفتارهای والدین خصوصا مردان در این نوع خانواده ها

     

    یک نکته دیگری که در این خانواد ها وجود دارد والدین دارای یک نوع رفتار مستبدانه وغیر منطقی هستندکه اولین گزینه برای تربیت فرزندانشان کتک وتنبیه بدنی انها است . تنبه بدنی همیشه وجود داشته است و یک استبداد تربیتی حاکم است . چنین دانش اموزانی همیشه منزوی  وبدون اعتماد بنفس  وترسو هستند از هیچ گونه ازادی عمل بر خوردار نیستند و بدون دستور وامر دیگران نمی تواند کاری را با خلاقیت خود انجام دهند. زمانی که ساکت می شوند و یا کلاس ساکت است  ومعلم در حال تشریح درس است تمرکز خود را از دست می دهند . وزمانی که بخود می ایند هرگز تقاضای شرح دوباره درس راندارند . به همین دلیل در زمان نزدیک ویا زمان  برگزاری امتحانات دچاره دلهره واضطراب می شوند حتی اگر بارها وبارها درس را دوره کرده وتمارین ان را بخوبی انجام دهند ،اضطراب ونگرانی شان بیش از حد معمول است و برای انها مشکل ساز می شود بطوریکه قادر به ارایه اطلاعات ویافته های خود نبوده ونمی توانند انها را بروز دهند. تا کنون به غیر از موارد ذکر شده در مورد چنین دخترانی  چند مورد فرار از خانه را نیز شاهد بوده ایم . اغلب این دختران که از خانه فرار کرده اند کلاس دوم و سوم  متوسطه بوده اند . شنیده ها حاکی ازان بوده است که بعد از تنبه توسط والدین ویا بردارانشان با حالت قهر از خانه فرار کرده وبه سوی مرز و کردستان عراق رفته اند و در موراد دیگر به شهر های بزرگی چون تهران رفته اند.خانواده این دختران دارای محیطی با انظباط خشک ومستبدانه پدر روبرو بوده است. چنین دانش اموزانی  حداقل یک بار در هفته از سوی والدینشان خصوصا پدرانشان تنبیه بدنی می شوند .

     

    ·       بیکاری والدین و تاثیر آن در سرنوشت تحصیلی فرزندان در این قشر از خانواده

     

     بیکاری والدین چه در خانواده هایی که با سواد بودند و یا بی سواد عامل دیگر افت تحصیلی فرزندان  خصوصا دختران بوده است. هرچند  این عامل در خانواده های که سرپرست  ان بی سواد بوده اند بیشتر نمایان است وزودتر اثر خود را می گذارد .

     

    بیکاری عامل مهمی در خلق تنگی والدین داشته و باعث گردیده است تا به نیاز های فرزندان توجه نشود و باعث اختلات روحی وروانی انان می گرددو باعث سرخوردگی و عدم گرایش کودکان و نوجوانان به مدرسه و درس خواندن می شود.

     

      فرار کودکان خصوصا دختران از خانه

     

    هر چند در بیشتر خانواده ها ترس از فرار فرزندان خصوصا دختران به یک معضل و نگرانی تبدیل شده است . پسران برای باز گشت به خانه راحتترند و ترس کم تری دارند . اما دختران بعدا از فرار نه تنها برای بازگشت مشکل دارند در بسیاری از موارد از سوی خانواده نیز طرد می شوند.

     دلیل فرار از خانه

    در چند مورد فرار دختران از خانه با بررسی که به عمل اوردم چند نکته مشترک وجود داشت . ترس ، خشم، و انتقام جویی از والدین و یا دست یافتن به تخیلات و رویاها وعالم جدید است  که انان مکان های دیگر را به خانه خود ترجیح می دهند. ومورد دیگری که منجر به فرار دانش اموزان دختر از خانه می شود  ترس از افشای رفتارهای بیرون از خانه مانند دوستی با پسران و شکست در این ارتباط  وفریب خوردن انهاتوسط دوستان ناباب و شک از حاملگی قبل از ازدواج است .

     

    حتی در مواردی این قبیل دختران اقدام به خود کشی می کنند و در بسیاری از انان فکر وطرح خودکشی را در ذهن داشته اند .

    در صورت برگشت به خانه  دختران فراری از والدین خود تنبیه بیش‌تر و حمایت کمتری دریافت می‌کنند. وهمیشه این نکته بعنوان نقطه ضعفی در خانواده و فامیل وهمسایه ها به حساب می اید . یک روز غیبت از خانواده برابر است با بی ابرویی دختران و ایجاد نقطه ضعف در او حتی اگر این غیبت هیچ گونه مسئله اخلاقی نیز به دنبال نداشته باشد همیشه با دیده شک به او می نگرند . و زمان زیادی لازم است تا از اذهان پاک شود .

  • فهرست و منابع روش تحقیق بررسی رابطه افت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره های راهنمایی و متوسط

    فهرست:

    ندارد
     

    منبع:

    ندارد

ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت