پایان نامه بررسی نقش‌های نمادین در معماری هخامنشی

تعداد صفحات: 277 فرمت فایل: word کد فایل: 10002795
سال: 1384 مقطع: مشخص نشده دسته بندی: پایان نامه مهندسی معماری
قیمت قدیم:۳۴,۳۰۰ تومان
قیمت: ۳۲,۲۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه پایان نامه بررسی نقش‌های نمادین در معماری هخامنشی

    پایان نامه کارشناسی ارشد

    تاریخ ایران باستان

    چکیده

    انسان موجودی اسطوره باور و نمادساز است. اسطوره آغاز «شدن» و نحوه‌ی «بودن» آدمی را بیان می‌کند و نماد زبان اسطوره و آیین در درازنای تاریخ بوده است. در جهان بینی اسطوره‌ای انسان خود و جهان را در هم می‌آمیزد تا حضور خویش را در روند حیات به ثبوت برساند. معماری یکی از نمودگاههای چنین آمیزشی است. در معماری دنیای باستان مفاهیم مینوی جلوه‌ای زمینی می‌یافتند و در زندگی واقعی بازتاب پیدا می‌کردند. هخامنشیان از جمله امپراتوری‌های شرقی‌اند که در گستره‌ی تاریخ شهرتی به سزا یافتند. نام آنها همواره تداعی کننده‌ی بنای بزرگ تخت جمشید است. هخامنشی‌ها فرهنگی تلفیقی و معماری‌ای ترکیبی دارند که رشته‌ی پیوند چنین فرهنگ و هنری روح پارسی و حامی آن پادشاهان بودند. نگاره‌های نمادین تخت جمشید (و پاسارگاد و شوش) در زمره‌ی مجهولات هنر پارسی‌اند و رمزگان فرهنگی عصر تلقی می‌شوند. تنوع و در هم تنیدگی این نگارکنده‌ها ناشی از سرچشمه‌های متفاوت فرهنگی آنهاست. نقش مایه‌هایی که درون مایه‌ای چندگانه دارند: مصری، میان رودانی و ایرانی. زمینه‌ی ذهنی چنین گزینشی گزیده را باید در غنای فرهنگی تمدنهای باستانی پیشین و رواج روح مدارای پارسی از یک سو و گریزناپذیر بودن ضرورت اخذ و اقتباس سبک‌های هنری از سوی دیگر دید. تخت جمشید شاهوارترین و گزیده‌ترین یادگار هخامنشیان محل تلاقی تمدنهای عصر محسوب می‌شود و این بنای فاخر نظمی نمادین از دنیای باستان را در خود ماندگار کرده که در پلکان آپادانا نمودار گشته است. شاهوارترین نگاره نمادین در هیئت انسانی بالدار نمود می‌یابد. این نماد شخصیتی رَبّانی و گشاده‌رو با چهره‌ای مُوَقِر و موی فِر را نشان می‌دهد که نور فرّهی از سیمای شاهانه‌اش ساطع می‌گردد و همچون پیر روشن رأیی است که حمایت خود از پادشاهان را با دستی افراشته و حلقه‌ی مشروعیت اعلام می‌کند. این نماد فرّ کیانی (شاهی) ایرانیان باستان است.

    واژگان کلیدی: هخامنشی، معماری، تخت جمشید، نقش، نماد، نقش مایه و انسان بالدار.

    هخامنشیان در روشنای تاریخ قرار دارند نه در ابهام اسطوره و بر آمدن آنها در افق تاریخ ایران رخدادی بس عظیم است. آنان سنگ بنای تمدنی را در نجد ایران نهادند که در تاریخ بشر به «تمدن پارسی» شهرت یافته و نامدار گشته است. پنجاه سال به درازا انجامید تا کورش و جانشینان او دامنه‌ی پادشاهی خود را از هند و آسیای میانه تا دریای اژه و کناره‌های جنوبی دریای سیاه و دره‌ی نیل گسترانیدند.

    پیدایش، گسترش و نضج «نظم پارسی» و برقراری امنیت در گستره‌ی پهناور شاهنشاهی هخامنشی تا آن هنگام در خاور نزدیک باستان بی‌سابقه بود. کورش در اندک زمانی حکومتی پدید آورد که داعیه‌ی جهانی داشت و این پیام با فتح بابل (539ق.م)، که عروس دنیای باستان بود، با صدایی رسا عنوان و اعلام شد. سردار پارسی نیت خویش را با صلاح دید کاهنان معبد مردوک با انتشار منشور مشهورش بر روی سنگی استوانه‌ای به ثبت رساند و ایده‌اش را برای زندگی مسالمت‌آمیز و اداره‌ی جامعه جاودانه کرد. او با تکیه بر تجارب پیشینیان دریافته بود که برای برقراری نظم در قلمروی متنوع، نیازمند تشریک مساعی همه‌ی اقوام زیردست است. از این روی آنها را در نظام جدید سهیم کرد و آزادی در عقاید را تضمین نمود. خط مشی بنیانگذار شاهنشاهی هخاخمنشی را داریوش یکم (بزرگ) ادامه داد. این خط و مشی چیزی جز استمرار «صلح پارسی» نبود. وی نامی‌ترین پادشاه و معمار اصلی حکومت پارسهاست. داریوش وسعت، قدرت و صلابت پادشاهی خویش را در کتیبه‌هایش باز می‌گوید و در معماری تخت جمشید مجسم می‌کند.

    فرهنگ هخامنشی، فرهنگی تلفیقی است و تمدن آن ترکیبی. فرهنگ‌پذیری و همگونی فرهنگی در هنر هخامنشی منعکس و متجلی است. این واقعیت بیش از هر چیزی در معماری آنها بازتاب یافته و به منصه‌ی ظهور رسیده است. هخامنشیان با آمیزش هنرهای مختلف سبک ویژه‌ای در معماری و شمایل نگاری در خاستگاه خویش، پارس، بنیان نهادند. این سبک گویای سیطره‌ی آنها بر دنیای آن زمان بود و به شکل‌گیری شیوه‌ای همگن از هنر و معماری در دوره زمامداری داریوش انجامید که در خلق آن هنرمندان سرزمین‌های تحت تسلط سهیم بودند. تخت جمشید بهترین نمودگاه این هنر است. پیدایش چنین بنایی بزرگ بیانگر تفکری جهانی است. تفکری که در طرح «صلح پارسی» تبلور یافته بود. مورخان کلاسیک (متقدم) یونانی و رومی صلح پارسی را بدیل «جنگ آشوری» می‌دانستند که چندین سده توسط پادشاهان جسور آشوری اعمال شده بود. با ظهور سیاست تسامح و مدارای کورشی جنگ آشوری جای خود را به صلح پارسی سپرد و بیش از دویست سال نیز تداوم یافت. بنابراین بنای پارسارگاد، شوش و خاصه تخت جمشید بدون نگاهی فراگیر و تفکری «جهان میهنی»[1] میسر نبود و نمی‌توانست و نمی‌بایست در دنیای باستان پا بگیرد. هرچند ما نمی‌توانیم رد چنین اندیشه‌ای که از یک سو ناشی از واقع‌بینی هخامنشیان بود و از سوی دیگر تنوع و تکثر فرهنگی آن را ایجاب می‌نمود، در سنگ نگاره‌های آنها بیابیم. ولی تخت جمشید تبلور چنین تفکری است. در غیر این صورت ظهور این بنای بزرگ و شگفت و شگرف ممکن نبود.

    برای درک و شناخت معماری هخامنشی و اجزاء آن نیازمند آگاهی از معماری تمدن‌های همجواریم. تأثیرپذیری پارسها از این تمدنها تا بدان‌جاست که نفوذ آنها را می‌توان در آفرینش جزییات هم دخیل دانست. هنر هخامنشی، هنری درباری است. به این معنا که چنین هنری به فرمان پادشاهان و به منظور نمایش قدرت، ثروت و سروری آنها به وجود آمده است و حامی اصلی آن هم شاهان بودند. همان‌طور که پادشاهان پارسی خود را «شاه شاهان» می‌گفتند، هنر آنها را می‌توان «هنر هنرها» نامید. هنری که جان مایه‌ی آن ستایش شاه و تکریم از مقام مینوی اوست. هنر معماری هخامنشی علاوه بر اخذ عناصر فرهنگی همسایگان، که سخت و امدار آن است، از فرهنگ مردمان بومی ساکن نجد ایران نیز متأثر است. از آنجایی که هیچ آغازی بی‌پیشینه نیست، ظهور معماری هخامنشی در دل فلات ایران نمی‌تواند بی‌سابقه باشد. فرهنگ و هنر هخامنشی بسیاری چیزها را از مادها اخذ کرده که نمای آرامگاه‌ها از آن جمله است. فرهنگ پذیری و فرهنگ مداری آنها زمینه ساز آن شده که معماری ترکیبی‌شان، علیرغم خاستگاه و عناصر متشکله‌ی آن، سیمایی نوین بیابد و پیام تازه‌ای را عرضه کند. معماری‌ای که در آن «روح پارسی» دمیده‌اند. به همین سبب است که ریچارد فرای بر این باور است که «هنر هخامنشی فوق‌العاده بزرگ و عالی است. هم بزرگی آن شگرف است و هم‌ریزه‌کاریهای آن پر اثر.» این ویژگی‌ها در تخت جمشید توأمان وجود دارد. در هم تنیدگی معماری هخامنشی ناشی از تأثیرات تمدنهای قبلی است که ضرورت گرد آمدن آنها در کنار هم و در قالبی جدید، سبب در هم تافتگی نقش‌ها و نگاره‌ها شده است. در تخت جمشید با انبوهی از عناصر فرهنگی مواجهیم که ردیابی خاستگاه آنها ما را با سرچشمه‌های هنر شرقی آشنا می‌کند. تخت جمشید یکی از بزرگترین و باشکوهترین بناهای آیینی دنیای باستان است که همچنان با صلابتی ستودنی روایت‌گر تاریخ دو هزار و پانصد سال پیش ایران است. این بنا محل تلاقی تمدنهای زمان بوده و پایداری اندیشه و اراده‌ی انسانی را نشان می‌دهد.

    نگارنده این رساله را در سه محور اصلی تاریخ، معماری و نقش برجسته‌های هخامنشی‌ها تنظیم و تدوین کرده است. در این میان نگاره‌ها در کانون توجهند و بررسی دو محور نخست به منزله‌ی مقدمه‌ای است برای ورود به انبوهی از نقوش که در معماری فوق بسیار بارزند. نقش برجسته‌های تخت جمشید و به ویژه نقوش پلکان آپادانا «آینه‌ی تمام نمای مشرق زمین ایرانی شده روزگار هخامنشیان» هستند. بخش عظم نگاره‌های این کاخ متعلق به نمایندگان هیئت‌های ملل تحت حکومت‌اند و هر یک گزیده‌ترین پیشکش سرزمین خویش را به پیشگاه شاهنشاه می‌آورند و در جامه‌ی خود و با آرایش چهره و اندام خود تصویر شدند و ویژگی‌های بومی خود را به نمایش می‌نهند. آنها برای ورود به کاخ بزرگ آپادانا (تالار پذیرش) به انتظار صف کشیده‌اند. تخت جمشید نمادی از نظم جهان باستان است و آپادانا نماد اورنگی است که بر دوش نمایندگان ملل تابع قرار گرفته و از فراز آن شاهنشاه به جهان می‌نگرد و بر آن حکم می‌داند. این بنا و نقوش آن خود معنایی نمادین دارند و نمادی از حکومت پارسی‌اند. نگاره‌های تخت جمشید فراوانند و به دو دسته‌ی عمده تقسیم می‌شوند: گروه نخست نقوشی هستند که جنبه تزئینی و نمایشی دارند و غالباً تک معنایی‌اند. گروه دوم نگار کنده‌هایی هستند که نمادین‌اند و معنای یگانه‌ای ندارند. این گونه نگاره‌ها در زمره‌ی مجهولات هنر و معماری هخامنشی‌اند و بیش از هر قسمت تخت جمشید بیننده را به تأمل و تحسین وامی دارند.

    به سبب کم بود مدارک تاریخی و مناقشه برادر بودن یافته‌های پژوهش‌های باستانشناختی و ابهام در مفاهیم و اشاره‌های متون اساطیری، فرضیه‌پردازی درباره‌ی معماری هخامنشی امری سخت و دشوار است. این دشواری در نقوش نمادین که موضوعی است مفصل، پیچیده و گاه متناقض، دو چندان می‌شود، هرچند این نقوش رمزی جلوه‌ای جذاب از هنر درباری را به نمایش می‌گذارند. نگارنده موضوع را به عنوان یک پدیده تلقی می‌کند نه عرصه‌ای برای ذوق آزمایی. و می‌داند تبیین آن ژرفتر از آن است که از عهده‌اش برآید. کام‌یابی در این کار منوط به پشتکار، دانش و وسعت نظر است. پرتوی که برنقوش افکنده شده شاید برای فهم آنها کفایت نکند، اما تلاشی است برای درکشان. در این رساله نگارنده هیچ چیز را با قاطعیت رد یا اثبات نمی‌کند ولی شاید نکاتی را روشن کند.

    می‌دانیم در معماری پنداشت‌های انسان باستانی از طبیعت، خویشتن و گیتی با نماد و نقشینه به تصویر کشیده می‌شد. نمادها همانند واژگان یک متن نیستند که معنایی روشن داشته باشند، بلکه رمزگان فرهنگی‌اند و در تداعی‌های فرهنگی معنا و مفهوم پیدا می‌کنند. با این وجود می‌توان گفت در یک بنا نظیر تخت جمشید نگاره‌ها و تندیس‌ها با آدمی با زبانی خاموش و در سکوت سخن می‌گویند و جنبه‌ی نمادین آنها برحالت تزیینی‌شان برتری دارد. در نقوش نمادین ایده‌ها و انگاره‌ها و پندارشت‌ها پنهانند. پیدایش نمادها در هنر و معماری هخامنشی در چارچوب اندیشه فرمانروایی مینوی و پیوند آن با نیروهای کیهانی معنا می‌یابد. این اندیشه در معماری تخت جمشید به نظمی نمادین انجامیده است. حتی نقش برجسته‌های هیئت‌های نمایندگی ملل در پلکانهای شمالی و شرقی آپادانا واجد کارکردی آیینی‌اند.

    من معتقدم معماری هخامنشی ترکیبی است و آمیزه‌ای از هنر ملل متمدن خاور نزدیک باستان. و در پیدایش آن معماران، پیکرتراشان، مهندسان، خاک‌شناسان و نجاران تمدنهای قبلی سهیم‌اند. ابتکار بزرگ هخامنشیان اخذ و اقتباس سبک‌های هنری پیشینیان و قرار دادن آنها در کنار هم و در کالبدی جدید است. در گوشه و کنار این ابتکار نوین، نوآوری و نبوغ به وضوح به چشم می‌خورد.

    همان‌گونه که این معماری خاستگاهی چندگانه دارد، نقوش نمادین آن نیز چنینند. به این معنا که آنها بن‌مایه‌های متفاوتی دارند که می‌توان منشأشان را یافت. شکل و هیئت نگاره‌های نمادین پاسارگاد، شوش و تخت جمشید عمدتاً منبعث از بین‌النهرین (به ویژه آشور) و مصر است. بسیاری از نقوش تخت جمشید بن‌مایه‌ای مصری و میان رودانی (سومری، آشوری و بابلی) دارند. از این گذشته درون مایه‌های اساطیر ایران شرقی در شماری از حجاریها قابل ردیابی است. نقش مایه‌هایی هستند که درون مایه‌ای چندگانه را در درون خود جای دادند.

    نمونه‌ی بارز این گونه نگار کنده‌ها را می‌توان در نقوش شیرمردان بالدار انسان سر دروازه‌ی ملل، نبرد نمادین شاه و هیولا، جدال شیر و گاو و نماد بالدار (با نیم‌تنه یا بدون نیمه تنه انسانی) مشاهده کرد. این نقش برجسته‌ها رمزگان فرهنگی آن روزگارانند و در تداعی‌های فرهنگی مفهوم و معنا می‌یافتند.

    فرضیه‌ای که عرضه شد پرسش‌هایی را برمی‌انگیزد. پرسش‌هایی که به سادگی نمی‌توان به آنها پاسخ صریح داد. ما در اینجا چند پرسش عمده را پیش می‌کشیم:

    1 آیا هخامنشیان با هدف چیرگی بر تمدنهای همجوار عناصر فرهنگی و اسطوره‌ای آنها را اخذ کردند یا تنها برای سهیم کردن آنان در نظم نوین پارسی به چنین اقدامی دست یازیده‌اند؟

    2 ورود بن‌مایه‌های فرهنگی ملل مغلوب تا چه میزان سازگار با روح فرهنگ پارسی بوده است؟

    3 میزان آگاهی و شناخت هخامنشیان از سنت‌های فرهنگی نجد ایران (فرهنگ بومیان پیش آریایی) و مادها چه اندازه بوده است؟

    4 آیا هخامنشی‌ها از فرهنگ و اساطیر زرتشتی ایران خاوری آگاهی داشتند یا خیر؟

    5 لشکرکشی‌های جهان‌گشایانه پارسها تا چه حد در افق آیینی آنها مؤثر بوده و تا چه میزان بر غنا و ژرفای فکری و هنری آنان افزوده است؟

    به این فهرست می‌توان سؤال‌های دیگری نیز افزود. موضوعی که نگارنده انتخاب کرده، موضوعی میان رشته‌ای است و غیر از تاریخ دامنه‌اش به حوزه‌ی رشته‌هایی مانند: باستان‌شناسی، معماری و اسطوره‌شناسی هم کشیده می‌شود. این رشته‌ها با اینکه حوزه‌ی کاریشان متفاوت است ولی هم افق‌اند. در میان بیشترینه‌ی اهل تاریخ، تاریخ یعنی تاریخ سیاسی و نظامی که در قالب رویدادها و کشمکش‌های ممتد و پایان‌ناپذیر تاریخی چهره می‌نماید و پرداختن به وجوه دیگر تاریخ یعنی تاریخ تفکر، تاریخ اجتماعی، تاریخ هنر و به طور کلی تاریخ تمدن و فرهنگ مرسوم نیست و مورد اقبال قرار نمی‌گیرد. اینجانب از روزهای آغازین تحصیل در رشته‌ی تاریخ به تاریخ تمدن و فرهنگ علاقه‌مند شدم. از طریق خواندن کتاب و دیدن تصاویر، موضوع معماری دنیای باستان را سحرانگیز و جالب یافتم. در واقع بناهای تاریخی تجسم تاریخ‌اند و یکی از این بناهای باشکوه در قامت تخت جمشید نمودار گشته است. علاقه‌ی من به تخت جمشید با دیدارم از آن در یک اردوی دانشجویی (خرداد 76) فزونی یافت. از آن هنگام به بعد همواره به دنبال فرصتی بودم تا این علاقه را توأم با آگاهی کنم و بدین ترتیب به برگزیدن موضوعی که بتواند نیل به چنین مقصودی را فراهم آورد، درست یازیدم. هرچند فهم و گزارش موضوع در غایت دشواری است و عرضه‌ی تصویری منسجم و هماهنگ از آن دشوارتر.

    این پایان‌نامه در نه بخش، بررسی منابع، سخن پایانی و یک پیوست تنظیم و تدوین شده است. پرداختن به تمام جنبه‌های معماری هخامنشی نه ممکن است نه مفید. ناگزیر باید دست به گزینش زد و تنها گوشه‌ای از آن را مورد بررسی قرار داد. نقش‌های نمادین گزینشی است از میان انبوهی از موضوعات. ما در گزارش و تحلیل عناوینی که پیش کشیدیم، ترتیب زمانی را رعایت نموده و در بخش‌های آغازین به ایجاز سخن گفتیم و سپس کار را با تفصیل بیشتری پیش بردیم.

    در بخش نخست تصویر فشرده‌ای از تاریخ نجد ایران پیش آریایی تا سر برآوردن حکومت مادها عرضه شده است. در بخش دوم رویکرد فرهنگی پادشاهان هخامنشی از آغاز کار آن سلسله تا فرجام و فروپاشی نظام سیاسی، مورد توجه قرار دادیم. بخش سوم را شکل‌گیری معماری هخامنشی نام نهادیم. در این بخش پس از تعریفی از معماری و تفکیک معنای آن، در دوران باستان با مفهوم مدرن به سراغ سه‌بنای بزرگ پاسارگاد، شوش و تخت جمشید رفتیم و ویژگی‌های هرکدام را برشمردیم. در بخش چهارم تلاش کردیم تصویری منسجم از نگاره‌های تزیینی تخت جمشید عرضه کنیم. بخش پنجم بحثی است درباره‌ی مفهوم نماد و نماگرایی و نمادهای آثار و اشیاء ایران قبل از هخامنشیان. از سفالینه‌های سیلک، شوش، مهرهای استوانه‌ای عیلام، مفرغهای لرستان، تا نگاره‌های گورهای سنگی پادشاهان ماد. بخش ششم را به بررسی نقش برجسته‌های نمادین در پاسارگاد و شوش اختصاص دادیم و از بخش هفتم به بعد مباحث مورد نظر با اهتمام بیشتری و با دید فراختری نگریسته می‌شوند. بخش هفتم تحت عنوان نقش‌های نمادین تخت جمشید در زمره‌ی یکی از مهم‌ترین بخش‌های این رساله است و در آن نقوش متعددی مورد بررسی قرار گرفتند که نگارنده آنها را در مجموع نگاره‌های فرعی تخت جمشید نام نهاده است. بخش هشتم، اهورامزدا، فروهر و فرّ در کیش زردشتی و آیین پارسی، کاری اسطوره‌شناسانه است و به منزله‌ی پیش درآمدی بر واپسین بخش، نماد بالدار درباور و هنر هخامنشی، می‌باشد اما بحثی بس مهم است.

    یادآوری این نکته لازم است که تقسیم‌بندی نقوش نمادین تخت جمشید تحت عناوین «فرعی» و «اصلی» به معنای کم اهمیت بودن نقوش فرعی و ارزشمند جلوه دادن نگاره‌ی «اصلی» نیست، بلکه به این معناست که نماد بالدار (بدون نیم‌تنه) با آیین و اندیشه ایرانیان نسبت پیدا می‌کند و نماد بالدار انسان سر با فلسفه‌ی سیاسی هخامنشیان پیوند می‌یابد و همواره بر فراز سر پادشاهان در پرواز است. از این رو نگار کنده انسان بالدار از منظره‌ی فنی‌تر مورد دقت و ارزیابی قرار می‌گیرد. بدیهی است در این رساله نقوش مهرهای استوانه‌ای و سکه‌ها مورد ارزیابی و بررسی قرار نمی‌گیرند. این مطلب در حیطه‌ی هنر هخامنشی است نه مربوط به معماری.

    در پژوهشی که پیش روست، شیوه‌ی گردآوری اطلاعات تاریخی (کتابخانه‌ای) است و روش تدوین آن قیاسی. بدین معنا که مبنای پژوهش برفهم کلیتی به نام نگاره‌های نمادین هخامنشیان استوار است و برای فهم این کل، اجزاء گوناگونش مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی‌ای که بر تحلیل متکی است نه بر تجزیه و آزمون (روش استقرایی). در تحلیل، سخن گفتن از اثبات یک دیدگاه و ابطال دیگری بی‌وجه است و حل نهایی مسئله مدنظر نیست بلکه فهم آن مهم است. نگارنده تلاش نموده تا از موضوعی که پیش کشیده، تصویری منسجم و هماهنگ عرضه کند و آن را قابل فهم نماید. در این راه مدعی نیست که از هیچ نکته‌ای فروگذار نبوده و نکته‌ی نامفهومی یا تناقضی در کارش یافت نمی‌شود. از همین روست که این رساله تنها می‌تواند پرتوی بر نقوش نمادین معماری هخامنشی بیندازد و بس.

    پژوهش‌هایی که در حوزه تاریخ ایران باستان انجام گرفته بخش عمده‌اش به تاریخ و تمدن هخامنشیان اختصاص دارد. رمزگشایی و خواندن کتیبه‌های پادشاهان پارسی نقطه‌ی عطفی در این تحقیقات است. با حفاری تخت جمشید، نقش رستم و پاسارگاد در آغاز سده بیستم کارهای جدی در حوزه‌ی معماری و هنر هخامنشی سرعت بیشتری به خود گرفت و باعث خلق آثار ارزشمند و جامعی چون «تخت جمشید» اریک اشمیت گشت. یکی از جذاب‌ترین جلوه‌های تخت جمشید، نقش برجسته‌ایی است که در هیئت حیوانات و پرندگان تصویر شدند. با این وجود از دیرباز تاکنون توجه درخوری به آنها نشده و غالباً در مقالات و کتابهایی که در زمینه هنر هخامنشیان به رشته‌ی تحریر درآمده، جای آنها خالی است. و اگر هم به آنها عنایتی و اشارتی می‌شود به ایجاز است و به کلیاتی بسنده می‌گردد. حتی اثر بزرگ اشمیت با وجود توصیف دقیق قسمت‌های مختلف تخت جمشید، از پرداختن به این‌گونه نقوش تهی است و سخن تازه‌ای در این باره ندارد. تا آنجایی که نگارنده می‌داند دو تن از ایران‌شناسان به این مهم پرداختند: علیرضا شاپور شهبازی و دانیل پاتس..

     

    Abstract:

     

    The Study of Symbolic Figures in Achaemenid Architecture

    Human is a myth-believer and symbol-maker being. The myth is the begining of human "existence" and his way of "being;" and the symbol has been the tongue of myth and Ritual all over the history. In mythical ideology, the human combines himself and his world; Because he is eager to even his path of life. Architecture is one way of such a combination. In the architecture of the ancient world the spiritual concepts found material appearance and were reflected in real life. Archaemenian are of those empires who found a wide fame in eastern history and whose name always reminds the splendid buildings such as Persepolis. The Achaemenian had an ingredient culture and a combined Architecture. The link of this cultural chain is of course the Persian spirit whose supporters are their kings. Symbolic figures of persepolis (Susa & Pasargadae) are regarded as the unknown elements of Prsian Art and cultural codes. The main cause of  Diversity and sophistication of these figures is their different cultural origins. They are the motifs which have multilateral themes: Egyptian, Mesopotamian and Iranian. The mental background of this concise collection is the fullness of ancient culture and widespread tolerance spirit of Persian on one hand, and inevitability of the adoption of different art styles on the other. However, Persepolis is the most eternal monument  of Achaeminds. These spelindid building has made the Ancient world enternal, as seen in Apadana stairway. The most kingly figure represents in a winged human. This symbol is a spritual and well-tempered person with curved hair, who reflects a sort of God-given light from his kingly face. He seems like an open-minded old man who shows his kingly support from the kings with a risen hand and a legitimacy ring. This is the symbol of Kianian chrisma (the Aur of kings) of Ancient Persians.

    Key words: Achaemenid, Architecture, Persepolis, Figure, Symbol, Motif, Winged human.

     

    Y.Hosseini

    Shahid Beheshti University, Tehran

    September. 2005

  • فهرست و منابع پایان نامه بررسی نقش‌های نمادین در معماری هخامنشی

    فهرست:

    عنوان .................................................................................................................................................................................................. صفحه

    پیش‌گفتار .................................................................................................................................................................................................... 4

    دیباچه........................................................................................................................................................................................................... 5

    سخنی درباره‌ی منابع .......................................................................................................................................................................... 14

    بخش یکم: پیشینه‌ی هخامنشی‌ها ...................................................................................................................................................... 23

    1 هند و اروپاییان ................................................................................................................................................................................ 25

    2 علل و انگیزه مهاجرت آریایی‌ها .................................................................................................................................................. 28

    3 آریایی‌ها در ایران ........................................................................................................................................................................... 29

    بخش دوم: پادشاهی هخامنشیان...................................................................................................................................................... 33

    1 کورش.................................................................................................................................................................................................. 34

    2 خط مشی دینی کورش.................................................................................................................................................................... 36

    3 داریوش .............................................................................................................................................................................................. 39

    4 خشایارشاه........................................................................................................................................................................................ 46

    5 فرجام هخامنشیان .......................................................................................................................................................................... 49

    بخش سوم: شکل‌گیری معماری هخامنشی..................................................................................................................................... 54

    1 پاسارگاد............................................................................................................................................................................................. 57

    2 آرامگاه کورش ................................................................................................................................................................................. 60

    3 شوش................................................................................................................................................................................................... 62

    4 تخت جمشید ...................................................................................................................................................................................... 65

    بخش چهارم: نقش برجسته‌های تخت جمشید .............................................................................................................................. 71

    1 بخش‌های برجسته‌ی تخت جمشید ............................................................................................................................................. 73

    2 نقوش پلکان آپادانا........................................................................................................................................................................... 74

    3 نقوش سایر کاخ‌ها ........................................................................................................................................................................... 80

    4 نقوش آپادانا و جشن آغاز سال نو ........................................................................................................................................... 83

    بخش پنجم: نقش‌های نمادین در آثار و اشیاء ایران پیش از هخامنشیان ............................................................................ 88

    1 نماد و نمادگرایی ............................................................................................................................................................................. 89

    2 سفالینه‌های شوش و سیلک ......................................................................................................................................................... 92

    3 گنجینه‌ی زیویه و جام زرین حسنلو .......................................................................................................................................... 96

    4 مفرغ‌های لرستان ............................................................................................................................................................................. 98

    5 نقش و نگاره‌ها در آثار منسوب به مادها ............................................................................................................................. 105

    بخش ششم: نقش برجسته‌های نمادین در پاسارگاد و شوش.............................................................................................. 109

    1 انسان بالدار پاسارگاد................................................................................................................................................................. 111

    2 هویت نگاره پاسارگاد.................................................................................................................................................................. 115

    3 نگاره‌های نمادین شوش ............................................................................................................................................................. 119

    بخش هفتم: نقش‌های نمادین تخت جمشید .................................................................................................................................. 123

    1 پیکار شیر و گاو ........................................................................................................................................................................... 127

    2 پیکار شاه و شیر........................................................................................................................................................................... 133

    3 گاوان بالدار انسان سر ............................................................................................................................................................... 138

    4 باغ پر درخت نمادین ................................................................................................................................................................... 146

    بخش هشتم: اهورامزدا، فروهر و فرّ در کیش زردشتی و آیین پارسی ............................................................................. 151

    1 اهورامزدا ........................................................................................................................................................................................ 151

    2 فروهر................................................................................................................................................................................................ 155

    3 فرّ........................................................................................................................................................................................................ 158

    4 فرّ در تاریخ اساطیری ایران ...................................................................................................................................................... 164

    بخش نهم: نماد بالدار درباور و هنر هخامنشیان ..................................................................................................................... 167

    1 نماد بالدار در خاور نزدیک باستان ....................................................................................................................................... 169

    2 اشکال و اجزاء نماد بالدار هخامنشی....................................................................................................................................... 171

    3 نیم تنه‌ی بالدار بیستون .............................................................................................................................................................. 173

    4 نقش رستم ...................................................................................................................................................................................... 176

    5 نماد بالدار در تخت جمشید ....................................................................................................................................................... 180

    6 دایره‌ی بالدار و شیرمردان تاجدار .......................................................................................................................................... 183

    7 پرنده بالدار در باور پارسی ..................................................................................................................................................... 184

    8 نماد بالدار یا فرّ ایرانی................................................................................................................................................................. 186

    9 نماد انسان بالدار یا فرّ کیانی ................................................................................................................................................... 189

    10 فرّ و آتش شخصی پادشاه ..................................................................................................................................................... 194

    11 فرّ شاهی و تی‌کی‌هلنی ............................................................................................................................................................. 196

    12 نسبت نماد فرمانروایی و فرّ کیانی ....................................................................................................................................... 197

    13 نسبت «شاه عقاب» با وارغنه پرنده‌ی فرّ.......................................................................................................................... 200

    14 قوچ بالدار جایگزین انسان بالدار .......................................................................................................................................... 204

    سخن پایانی ......................................................................................................................................................................................... 205

    فهرست منابع و مآخذ ....................................................................................................................................................................... 214

    پیوست: شکل‌ها و تصویرها............................................................................................................................................................. 222

    چکیده‌ی انگلیسی

    منبع:

    آموزگار، ژاله، تاریخ اساطیری ایران، چاپ یکم، تهران، انتشارات سمت، 1374

    اتینگهاوزن، ریچارد و احسان یارشاطر، اوج‌های درخشان هنر ایران، ترجمه هرمز عبداللهی و رویین پاکباز، چاپ یکم، تهران، انتشارات آگه، 1379

    احتشام، مرتضی، ایران در زمان هخامنشیان، چاپ یکم، تهران، انتشارات شرکت سهامی کتابهای جیبی، 2535ش.ه

    استروناخ، دیوید، پاسارگاد گزارشی از کاوش‌های انجام شده توسط مؤسسه مطالعات ایرانی بریتانیا از سال 1961 تا 1963، ترجمه حمید خطیب شهیدی، چاپ یکم، تهران، انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور، 1379

    اسماعیل‌پور، ابوالقاسم، اسطوره بیان نمادین، چاپ یکم، تهران، انتشارات توس، 1377

    اشمیت، اریش فردریش، تخت جمشید، بناها، نقش‌ها و نبشته‌ها، ترجمه عبداله فریار، جلد یکم، چاپ یکم، تهران، انتشارات فرانکلین و امیرکبیر، 1342

    اوستا، گزارش، ترجمه وتفسیر ابراهیم‌پور داود، یشت‌ها، جلد 2و1، چاپ یکم، تهران، انتشارات اساطیر، 1377

    اومستد، آلبرت اتک، تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه محمد مقدم، چاپ سوم، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1372

    بریان، پیر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، جلد یکم، چاپ یکم، تهران، انتشارات زریاب، 1379

    بندهش، فرنبغ دادگی، گزارنده مهرداد بهار، چاپ دوم، تهران، انتشارات توس، 1380

    بویس، مری،تاریخ کیش زرتشت، ترجمه همایون صنعتی‌زاده، جلد دوم، چاپ یکم، تهران، انتشارات توس، 1375          

    زردشتیان و باورها و آداب دینی آنها، ترجمه عسگر بهرامی، چاپ دوم، تهران، انتشارات ققنوس، 1381

    بهار، مهرداد، از اسطوره تا تاریخ، گردآورنده و ویراستار ابوالقاسم اسماعیل‌پور، چاپ سوم، تهران، انتشارات نشر چشمه، 1381     

    اساطیر ایران، چاپ یکم، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1352     

    پژوهشی در اساطیر ایران، پاره‌ی نخست و دویم، چاپ سوم، تهران، انتشارات آگه، 1378

    پرادا، ادیت با همکاری رابرت دایسون و کمک‌های چارلز ویلکینسون، ترجمه یوسف مجیدزاده، چاپ یکم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 2537 ش.ه

    پلوتارک، حیات مردان نامی، ترجمه رضامشایخی، جلد چهارم، چاپ یکم، تهران، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1338

    پوپ، آرتوراُپهام، معماری ایران، ترجمه غلام‌حسین صدری افشار، چاپ سوم، تهران، انتشارات فرهنگان، 1373       

    شاهکارهای هنر ایران، ترجمه پرویز ناتل خانلری، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1380

    پیرنیا، حسن مشیرالدوله، ایران باستان، جلد یکم، چاپ پنجم، تهران، انتشارات دنیای کتاب، 1370

    تاریخ ایران کمبریج، گردآورنده و ویراستار: احسان یارشاطر، ترجمه حسن انوشه، جلد دوم، بخش دوم، چاپ یکم، تهران،‌ انتشارات امیرکبیر، 1377

    جنسن، هورست لمار و با همکاری دوراجین جنسن، ترجمه پرویز مرزبان، چاپ سوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1379

    خدادادیان، اردشیر، آریاها و مادها، از مجموعه‌ی اول و دوم تاریخ ایران باستان چاپ یکم، تهران، انتشارات اصالت تنشیر، 1376       

    هخامنشی‌ها، از مجموعه‌ی سوم تاریخ ایران باستان، چاپ یکم، تهران، انتشارات به دید، 1378

    داندامایف، م.ا.ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ترجمه روحی ارباب، چاپ دوم، تهران، علمی و فرهنگی، 1373

    دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ، تاریخ ایران باستان، ترجمه روحی ارباب، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1380       

    ایگور میخائیلوویچ، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، چاپ چهارم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1377

    رزمجو، شاهرخ، آغاز سال نو در دوره‌ی هخامنشی، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور، 1379

    رُف، مایکل، نقش برجسته‌ها و حجاران تخت جمشید، ترجمه هوشنگ غیاثی‌نژاد، چاپ یکم، تهران، انتشارات گنجینه هنر و سازمان میراث فرهنگی کشور، 1381

    رید، هربرت، معنی هنر، ترجمه نجف دریابندری، چاپ یکم، تهران، انتشارات کتابهای جیبی، 1351

    زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران (ایران قبل از اسلام)، چاپ چهارم، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1373

    سامی، علی، پاسارگاد پایتخت و آرامگاه کوروش هخامنشی، به کوشش و بازنگری غلام‌رضا وطن‌دوست، چاپ یکم، شیراز، انتشارات بنیاد فارس شناسی، 1375           

    تمدن هخامنشی، جلد یکم، چاپ یکم، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز، 1341

    سجودی، فرزان، نشانه شناسی کاربردی، چاپ دوم، تهران، انتشارات نشر قصه، 1383

    سودآور، ابوالعلاء، فرّه‌ی ایزدی در آیین پادشاهی ایران باستان، چاپ یکم، تهران، انتشارات نشر نی، 1384

    شاپور شهبازی، علیرضا، جهانداری داریوش بزرگ، چاپ یکم، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز (پهلوی)، 1350        

    کورش بزرگ، چاپ یکم، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز، 1349      

    شرح مُصَّوَر تخت جمشید، چاپ دوم، تهران، انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور، 1375

    صمدی (رجالی)، مهرانگیز، ماه در ایران از قدیمی‌ترین ایام تا ظهور اسلام، چاپ یکم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1367

    فرای، ریچارد نلسون، میراث باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب‌نیا، چاپ چهارم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1373

    فره‌وشی، بهرام، ایرانویچ، چاپ یکم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1368

    فریه، آر، دبلیو، هنرهای ایران، ترجمه پرویز مرزبان، چاپ یکم، تهران، انتشارات فرزان، 1374

    کارنامه اردشیر بابکان، به اهتمام و ترجمه محمدجواد مشکور، چاپ یکم،‌ تبریز انتشارات دانش، 1329

    کالمایر، پیتر، مفرغهای قابل تاریخ‌گذاری لرستان و کرمانشاه، ترجمه محمد عاصمی، چاپ یکم، تهران، انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور، 1376

    کامرون، جرج، ایران در سپیده دم تاریخ، ترجمه حسن انوشه، چاپ سوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1374

    کخ، هایده ماری، از زبان داریوش، ترجمه پرویز رجبی، چاپ چهارم، تهران، انتشارات نشر کارنگ، 1377

    گاردنر، هلن، هنر در گذر زمان، ترجمه محمدتقی فرامرزی، چاپ دوم، تهران، انتشارات نگاه و آگاه، 1370

    گدار، آندره، هنر ایران، ترجمه بهروز حبیبی، چاپ یکم، تهران، انتشارات دانشگاه ملی ایران (بهشتی)، 1345

    گنزنفون، سیرت کوروش کبیر، ترجمه ع. وحید مازندرانی، چاپ یکم، تهران، انتشارات کتابهای جیبی، 1350

    گیرشمن، رومن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، چاپ دهم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1372      

    هنر ایران دردوران ماد و هخامنشی، ترجمه عیسی بهنام، چاپ یکم، تهران، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1346

    مجتبایی، فتح‌الله، شهرزیبای افلاطون و شاهی آرمانی در ایران باستان، چاپ یکم، تهران، انتشارات انجمن فرهنگ ایران باستان، 1352

    مجیدزاده، یوسف، تاریخ و تمدن بین‌النهرین، جلد سوم هنر و معماری، چاپ یکم، تهران، انتشارات نشر دانشگاهی، 1380

    مینوی خرد، ترجمه احمد تفضلی، به کوشش ژاله آموزگار، چاپ سوم، تهران، انتشارات توس، 1380

    نفیسی، نادره، تخت جمشید یادگار هخامنشیان، ترجمه پونه سعیدی، چاپ یکم، تهران، انتشارات هنرگویا، 1382

    والزر، گرولد، نقوش اقوام شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه دورا اسمودا خوب نظر با همکاری شاپور شهبازی، چاپ یکم، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز، 1352

    ویسهوفر، یوزف، ایران باستان، از 550 ق.م تا 650 م، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، چاپ پنجم، تهران، ققنوس، 1382

    هال، جیمز، فرهنگ نگاره‌ای نمادها در هنر شرق و غرب، ترجمه رقیه بهزادی، چاپ یکم، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر،1380

    هرتسفلد، ارنست امیل، ایران در شرق باستان، ترجمه همایون صنعتی زاده، چاپ یکم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1381

    هرودوت، تواریخ، ترجمه ع. وحید مازندرانی، چاپ دوم، تهران، انتشارات دنیای کتاب، 1368

    هینتس، والتر، داریوش و پارسها (تاریخ فرهنگ ایران در دوره هخامنشیان)، ترجمه عبدالرحمن صدریه، چاپ یکم، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1380      

    دنیای گمشده‌ی عیلام، ترجمه فیروز فیروزنیا، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1376

    هینلز، جان راسل، شناخت اساطیر ایران، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضی، چاپ ششم، تهران، انتشارات نشر آویشن و چشمه، 1379

    یاحقی، محمدجعفر، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، چاپ دوم، تهران، انتشارات سروش، 1375

    یونگ، کارل گوستاو، انسان و سمبولهایش، ترجمه محمود سلطانیه، چاپ دوم، تهران، انتشارات جام، 1378

     

    مجلات

    آموزگار، ژاله، گرشاسب در پیشگاه اورمزد، کلک، ش54، شهریور 1373    

    فرّه، این نیروی جادویی و آسمانی، کلک، ش70-67، آبان اسفند 1374

    اکرمی، غلام‌رضا، تعریف معماری، گام اول آموزش (چالش‌ها و تناقضات)، نشریه علمی پژوهشی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران، ش16، زمستان 1382

    بوشارلا، رمی، پایان عمر کاخهای هخامنشی شوش: مرگ طبیعی، ترجمه علی موسوی، مجله باستان‌شناسی و تاریخ. س9، ش1، پاییز و زمستان 1373

    پُلاک، سوزان، سبک و اطلاع‌رسانی سفالینه‌های شوشان، ترجمه کامیار عبدی، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س14 و 13، ش 1و2، ش پی در پی 27و26، زمستان 77 و بهار 1378

    پوپ، آرتور اُپهام، تخت جمشید شهر مذهبی بوده است، ترجمه علی اشرف شیبانی، مجله‌ی سخن، ش8، ش 12و11،1336

    پورداود، ابراهیم، شاهین نشان ایران باستان، مهر، ش4، س7، دی ماه 1321

    پیرنیا، محمد کریم، سبک شناسی معماری ایران، باستان‌شناسی و هنر ایران، ش1، زمستان 1347

    حمید رفیعی، محمدعلی، درآمدی بر مفهوم نماد و نشانه، فصلنامه معماری و فرهنگ، س1، ش4، بهار 1379

    خطیبی، ابوالفضل، دنیای پر رمز و راز مهر، نامه‌ی ایران باستان، س1، ش2، پاییز و زمستان 1380

    دِهه، ژان، مبدأ و مفهوم نقوش «سمبلیک» در تخت جمشید، ترجمه نامعلوم، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، س14، ش2، ش مسلسل 54، آذر ماه 1345

    زرین‌کوب، عبدالحسین، تسامح کوروشی و مسأله‌ی وحدت امپراتوری در ایران باستان، پل فیروزه، ش5، پایز 1381

    سلطان زاده، حسین، یادداشت، فصلنامه معماری و فرهنگ، س1، ش4، بهار 1379

    شاپور شهبازی، علیرضا، ارتش در ایران باستان، محله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س10، ش2، ش پی در پی 20، بهار و تابستان 1375      

    نقش فرّ کیانی کورش بزرگ، باستان‌شناسی و هنر ایران، ش 8و7، تابستان و پاییز 1350

    صفوی مبرهن، زهرا، نماد و نشانه، فصلنامه معماری و فرهنگ، س1، ش4، بهار 1379

    فرای، ریچارد نلسون، میترا (مهر) در باستان‌شناسی ایران، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل‌پور، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س2، ش2، ش پی در پی4، بهار و تابستان 1376

    فرونتینی، روزماری، مفرغهای لرستان، ترجمه شمسی عصار، سخن، دوره دوازدهم، ش11و10، بهمن و اسفند 1340

    قائم مقامی، جهانگیر، شیر و نقش آن در معتقدات آریایی‌ها، بررسی‌های تاریخی، ش3، س1، آبان ماه 1345

    مجیدزاده، یوسف، تاریخ گذاری سر سنجاقهای مفرغی لرستان، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س3، ش1، پاییز و زمستان 1367

    ملاصالحی، حکمت‌اله، تأملی در برخی جنبه‌های بنیادین رابطه فرهنگ و هنر، نامه‌ی فرهنگ، س12، دور 3، ش50، زمستان 1380

    ملک‌زاده بیانی، بانو، شاهین نشانه فرّ ایزدی، بررسی‌های تاریخی، ش1، س7، ش مسلسل 38، فروردین و اردیبهشت 1351

    ملک‌زاده، مهرداد، دژهای مادی و سپاهیان آشوری، باستان پژوهی، ش11، پاییز 1382    

    تیغ مادی در نیام جنگاوران سیلک، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س17، ش1، ش پی در پی 33، پاییز و زمستان 1381

    موسوی، علی، هندو اروپاییان در ایران: مقدمه‌ای بر پیشینه و باستان‌شناسی مسئله هند واروپایی، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ س 13، ش دوم، س14، ش یکم، ش پی در پی 27و26، 1378    

    ژاک دومورگان و حفاری در شوش، مجله باستان‌شناسی وتاریخ، س 6، ش1و2، ش پی در پی 12و11، 1370

    نیکفر، محمدرضا، مفهوم صلح، نگاه نو، ش 63، آبان 1383

    واندنبرگ، لویی، مفرغهای لرستان، ترجمه یحیی شهیدی، بررسی‌های تاریخ، س5، ش3، ش مسلسل 27، 1 مرداد و شهریور 1349

    هُل، فرانک، تحلیل ساختار و نقوش سفالهای پیش از تاریخ، ترجمه کامیار عبدی، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، س14و13، ش 1و2، ش پی در پی 27 و26، زمستان 77 و بهار 1378

    هِلم، پیتن، مدیکوس لوگوس هرودوت و تاریخ ماد، ترجمه عسگر بهرامی، نامه‌ی پارسی، س9، ش3، پاییز 1383

     

    Latin

    Bivar, A.D.H, the Personalities of Mithra in Archaeology and Literature, First Edition, New york, Bibolioteca press, 1999.

    Frye, N.Richard, the Charisma of Kingship in Ancient Iran, Iranica Antiqua, volume. IV, 1964.

    Pope, Arthur Upham, A survey of Persian Art, volume I: Pre-historical, Achaemenid and Parthian periods, third Edition, Tehran, Soroush Press, 1977.         

    ___ A Survey of Persian Art, volume II: text Sasanian Period, third Edition, Tehran, Soroush press, 1977.

    Sh.Shahbazi. A, An Achaemenid Symbol I. A Farewell to "Fravahr" and "Ahuramazda", Archaeologische Mitteilungen Aus Iran, Band 7, Berlin, 1974.      

    ___"An Achaemenid symbol II. Farnah '(God given) Fortune' Symbolised", Archaeologische Mitteilugen Aus Iran, Band 13, Berlin, 1980.

    The Cambridge History of Iran II: the Median and Achaemenid Periods, ed by: Ilay Gershewich, First Edition, Cambridge, Cambridge Press, 1985.

    Tradition and Innovation in Ancient World, Electrum, volume.6, ed by: Edward Dabrowa, Gagiellonian, Gagiellonian Press, 2002.

ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت