پایان نامه نبرد سلطان سنجر با ترکان غز (مطالعه ای در روند تسلط قبایل غز بر خراسان و پیامدهای آن)

تعداد صفحات: 162 فرمت فایل: word کد فایل: 10001366
سال: 1385 مقطع: مشخص نشده دسته بندی: پایان نامه صنایع دفاع - نظامی
قیمت قدیم:۲۲,۸۰۰ تومان
قیمت: ۲۰,۷۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست و منابع
  • خلاصه پایان نامه نبرد سلطان سنجر با ترکان غز (مطالعه ای در روند تسلط قبایل غز بر خراسان و پیامدهای آن)

    پایان نامه کارشناسی ارشد

    چکیده

    اغوز ها از زمان ورود سلجوقیان به ایران عنصری پایدار در ترکیب جمعیتی جامعه خراسان شدند. و از نیمه دوم حکومت سنجر بر شمار قبایل غز به واسطه فشار ناشی ازجابجایی اقوام در دشت قبچاق و قدرت رو به رشد قراختاییان افزوده شد. از این رو برقراری نظارت بر اغوزها وتسلط بر آنان یکی از مهمترین مسائلی بود که سنجر با آن درگیر بود.

    دستگاه اداری سلجوقیان و سنجر همواره می کوشید تا با گرفتن مالیات از احشام و یا چادرهای منفرد بر صحراگردانی که در درون امپراتوری به سر می بردند نظارت کرده وآنها را مطیع و فرمانبردار نگه دارد. با این وجود اغوزها در سال 548 ه.ق شورش نمودند و موجب سقوط حکومت سنجر شدند. شورش اغوزها به اسارت و حبس سلطان سنجر، استیلای صحراگردان بر شهرهای عمده خراسان و زوال قدرت سلجوقیان در شمال شرقی ایران انجامید.

    محور پژوهش حاضر بررسی مناسبات و روابط قبایل ترک با حکومت سلجوقیان و به ویژه سلطان سنجر است که در نهایت به نبرد سنجر با غزان انجامید. این واقعه یکی از مهم ترین رویدادهای مربوط به حضور قبایل ترک در دوره سلجوقیان است که در اینجا به طور کامل به آن پرداخته می شود. مسأله اصلی پزوهش عبارت از این است که چرا با وجودی که سلجوقیان خود از قبایل غز بودند و با اتکا بر آنان به قدرت رسیدند و در دوره طولانی حکومت سلاجقه بزرگ قبایل غز با ساختار سیاسی- اجتماعی سلجوقیان همکاری داشتند، بین ترکان غز و حکومت مرکزی مشکلات و بحران تازه بروز کرد و موجب بحران بین ترکان غز و حکومت مرکزی شد و این بحران از نظر سیاسی و اجتماعی چه پیامدهایی در خراسان بوجود آورد.

     

     

     

    برای بررسی این مسأله سؤالات پژوهش به صورت زیر مطرح می شود:

    1- وضعیت قبایل غز در دوره سلجوقیان و روابط آنها با سلجوقیان بزرگ چگونه بود؟

    2- علل بروز و استمرار ستیز بین ترکان غز و حکومت سنجر در خراسان چه بود؟

    3- عملکرد غزان در دوره بروز بحران معطوف به چه اهداف و عواملی بود؟

    4- نتایج سیاسی- اجتماعی ناشی از تسلط غزان بر خراسان و بحران به وجود آمده  چه بود؟

    برای سؤالات پژوهش، فرضیاتی در نظر گرفته شده که عبارتند از:

    1- شمار اندکی از قبایل ترک کوچ رو در دوره سلجوقیان در ساختار اجتماعی ایران ادغام می شدند، در حالی که به دلیل ورود مستمر آنان به ایران شمار کثیری از آنان پیوسته در شرایط ناسازگاری و عدم انطباق با ساختاری متمرکز اجتماعی ایران قرار داشتند.

    2- در دوره حکومت سنجر ورود قبایل ترک به قلمرو سلجوقیان مشکلات دائمی اداره آنان توسط حکومت سنجر را آشکار ساخته و مسائل ادغام آنان در ساختارهای اجتماعی موجب بروز مشکلات می شود از سوی دیگر غزها یکی از منابع تامین درآمد حکومت سنجر محسوب می شدند که افزایش پرداخت مالی به نارضایتی و عدم تحمل آنان انجامید.

    3- بحران پس از شکست سنجر در خراسان بنا به فقدان رهبری واحد در نزد غزان، مبدل به بحرانی فراگیر در خراسان گردید زیرا ترکان غز بنا به تمایلات زندگی صحراگردی خود رفتارهای در جهت تخریب ساختار سیاسی اجتماعی خراسان در پبش گرفتند.

     

     

    4- از نظر سیاسی حذف حکومت سنجر با جایگزینی ساختار سیاسی کارآمدی توسط غزان همراه نبود، از نظر اجتماعی نیز بیشتر شهرهای خراسان ویران شد و مردم زیادی به قتل رسیدند، که در نتیجه آن تسلط مناسبات کوچ روی بر روابط و مناسبات یکجانشینی شدت گرفت. 

    ترکان غز تا دوره سلجوقی

     

    اوضاع جغرافیایی آسیای مرکزی:

     

    آسیای مرکزی ناحیه وسیعی است که از کوهها و صحراهای غرب چین تا دریای خزر کشیده شده است. حد جنوب آن دامنه های شمالی سلسله کوهستان هیمالیا، تبت، افغانستان امروزی و منطقه هندوکش و حد شرقی آن را جنگل های جنوبی سیبری تشکیل می دهد بیشتر خاک این سرزمین را صحراها و کوههای صعب العبور و ریگزار تشکیل   می دهد. بدین جهت این قسمت پهناور کره زمین جمعیت زیادی را در خود جای نداده است. این منطقه بوسیله دو رشته بزرگ از چین خوردگیها محصور شده است. در شمال چین خوردگی از تین شان تا آلتایی و در حاشیه آنها فلات و برجستگی « آنگارا» ی سیبریه جای دارد و از طرف جنوب رشته کوههای هیمالیا، با نیم دایره مخالف چین خوردگی های شمالی این منطقه را محصور و مهجور کرده است.

    دوری از دریاها و وجود ارتفاعات بسیار باعث شده که این سرزمین دارای هوای قاره ای بسیار متغیر باشد یعنی در تابستان بسیار گرم و در زمستان بسیار سرد است. البته باستثنای ارتفاعات تبت و کوهستان آلتایی و تین شان که در نتیجه ارتفاع آب و هوای قطبی دارند.

    پوشش گیاهی این منطقه نیز بنا بر درجه ارتفاع طبقه بندی شده است. دامنه کوهها پوشیده از جنگل است ولی در قلل کوهها و مناطق مرتفع، گیاهان نایاب و کمیاب هستند و مابقی آسیای مرکزی در طول جغرافیایی مستور از استپ ها و چمنزارها و مراتعی است که در زمستان وجود دارد و در تابستان خشک و نابود می شود. این چمنزارها در نواحی بارانی سرسبزتر و در نواحی مهجور و مرکزی خشک و بی رمق و در حال تبدیل شدن به صحرا و کویر است[1]

    در مرکز اقلیم پهناوری که از منچوری تا کریمه و از اورگا در مغولستان تا سرزمین های مرو و بلخ را فرا گرفته، سه منطقه خشک و بی آب و علف وجود دارد که مراکز توسعه صحرا می باشند و عبارتند از:

     1- صحرای قزل قوم در ماوراالنهر و قراقوم در مغرب جیحون 2- صحرای تکلاماکان در حوضه محدود شط تاریم 3- صحرای گوبی.

    این نقاط مانند سه موضع سرطانی است که چمنزارها و مراتع را می خورند و سبزه را محو می کنند. وجود این صحراها بخصوص صحرای گوبی یکی از علل دایمی زوال امپراطوری های ترک و مغول می باشد. از لحاظ ارتباطی وجود تبت و سلسله جبال بزرگ هیمالیا، این منطقه را از تماس با تمدن هندی دور نگه داشته است. ولی وجود دو راه باریک به شکل دو نیم دایره در شمال و جنوب، باعث شده بود که دو دنیای شرق و غرب به یکدیگر متصل شوند. زیرا صحراها طولانی آسیای مرکزی دو دنیای جدا از هم به وجود آورده بود. ولی از طریق  همین راهها دو تمدن چین و ایران با هم ارتباط داشتند. و اگر در دو طرف این ناحیه کشورهای متمدن از جمله ایران و چین قرار نداشت، مسلم بود که این ناحیه هیچ وقت مقامی را که در قرون گذشته داشت را دارا نمی شد و از مردمی که در آنجا به صحرا گردی و چادر نشینی روزگارشان را می گذراندند هیچ وقت سخنی به میان     نمی آمد. با این وجود این منطقه در تاریخ نقش و اهمیت زیادی دارد و تقریباً از میلاد مسیح به بعد اقوام مختلفی از ترک و مغول از آن برخاسته اند و امپراطوری های بزرگی را تشکیل داده اند[2].

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    ساکنین آسیای مرکزی:

     

    ساکنان آسیای مرکزی مانند مناطق جغرافیایی آن، مختلف و متعددند و در ادوار مختلف تاریخی به طوایفی گوناگون برخورد می کنیم که همه آنها در این ناحیه سکونت داشته اند. بدین جهت که هدف ما نگاهی اجمالی به اوضاع آسیای مرکزی می باشد و آنچه که ما به دنبال روشن نمودن آن هستیم شاخه و یا طایفه ای خاص از ساکنان این سرزمین پهناور می باشد. لذا فهرست وار به ذکر اسامی این طوایف اکتفا می کنیم که عبارتند از : هون ها ، سین پی ها[3]، آوارها ، یاکوت و چواشی[4]،  بلغارها و ترکان.[5]

    . چنین به نظر می رسد که تا پیش از سده ششم میلادی، نژاد یا قبیله ای با عنوان ترک وجود نداشته است. ظاهراً برای اولین بار در نیمه اوّل قرن ششم میلادی، زمانی که گروهی از اقوام پس از مهاجرت توانستند با همکاری همسایگان خود امپراطوری عظیمی را در ناحیه مغولستان و دریای سیاه تشکیل دهند، عنوان ترک را برای خود برگزیدند که در زبان آنها به معنای «قوی» بود.

    "اقوام متشکل این امپراطوری ترک در سال 528 میلادی به دو دسته ترکان غربی و شرقی تقسیم شدند. هر دو مملکت شرقی و غربی، برتری و سیادت فغفوران چین را پذیرفتند. اما با ظهور اقوام اویغور و تورگیش تغییرات و تحولات گسترده ای در منطقه سکونت ترکان ایجاد شد که در نتیجه همین تحولات، ترکان در مناطق اطراف منتشر شدند."[6]

    اکثریت جماعت ساکن در آسیای مرکزی با صحراگردان و بیابان نشینان بوده است و این مردم همیشه آرزو داشتند مکانی آباد و حاصلخیز بدست بیاورند تا بتوانند براحتی در آنجا زندگی کنند و هر وقت که بخواهند به دو کشور چین و ایران حمله ببرند. غیر از مناطق حوالی رودخانه ها و دره های جبال جنوبی تر که بواسطه اعتدال نسبی آب و هوا و نزدیکی به کشورهای متمدن مجاور، استعداد شهر شدن و سکونت مردم در آنجا فراهم می باشد، بقیه اراضی را مردمان صحراگرد تشکیل می دهند که اغلب اوقات در جستجوی علف و هوای ملایم در حرکت می باشند.[7] حرکت مداوم آنها از مسکن اوّلیه خود، آسیای مرکزی دلیل بر ازدیاد جمعیت، کمبود منابع اقتصادی و بدی آب و هوا بوده است.

    تاریخ داخلی آسیای مرکزی عبارت است از یک رشته وقایع تاریخی بین قبایل و جنگ و جدال آنها برای تصرف بهترین چراگاه ها می باشد. هدف از این زد و خوردها و دوندگی ها این بود که بتوانند برای احشام و اغنام خودشان چراگاه و مرتعی بدست آورند. از این جابجا شدن و جوش و خروش های داخلی مورخین چیز زیادی برای ما ننوشته اند اما موضوع مهمی که در تاریخ بشریت اهمیت فراوانی دارد همان فشاری است که این صحرانوردان و بیابان گردان به امپراطوریهای متمدن وارد آورده اند که در مجاور قلمرو آنها وجود داشته اند و این فشارها چندین بار منتهی به تصرف آن امپراطوریها و تسخیر و تصرف آن ممالک شده است. سرازیر شدن این قبایل صحرانورد به طرف کشورهای متمدن مانند یک قانون فیزیکی و طبیعی به نظر می آید که شرایط زندگی صحرانوردی و بیابان گردی مسبب آن بوده است

    قبایل ساکن دشت ها از برکت وجود اغنام و احشام و گله داری زندگی می کردند بنابراین مجبور به صحرانوردی بودند تا برای گله های خود مراتعی بیابند. لذا همراه و پا به پای گاو و گوسفند خود بیابان و صحراها را می نوردیدند. از این گذشته استپ وطن و زادگاه اسب است. از این رو اهالی این دشت ها سوارکاران ماهری بودند چنانکه گویی سوارکار به دنیا آمده اند. این سوارکاران که به حملات تند و سریع می پردازند با کمال مهارت از فاصله دور دشمن خود را هدف تیرهای مهلک خود قرار می دهند. آنها حتی در حالت فرار نیز تیراندازی را ادامه می دهند.

    بیابان گردان بنا به غریزه طبیعی خود رغبت و اشتیاقی برای زراعت و کشتزار ندارند و هر جا را که تصرف می کنند، کشتزارها را بایر می گذارند و زمین زراعی را به مرتع تبدیل می کنند تا در آن چمن برای اسب و گوسفندانشان بروید. این صحرانوردان تا وقتی که صحرانوردی و خصایل مردم صحرانورد را در خود نگه داشته بودند، مردم مقیم و یکجانشین را مثل رعایای خود می پنداشتند و زارعین و کشاورزان را تا هر اندازه که می خواستند در فشار نیروی خودشان نگاه می داشتند. آنها در اطراف امپراطوریهای کهنه و فرتوت می گشتند و با زد و خوردهای ناگهانی و سریع هر چه می توانستند به غارت می بردند.[8]

    با همه اینها وقتی که آنان خانه را بر صحرا مرجح شمردند و در کاخها و قصرها ساکن شدند و آن خوی و خصلت بیابان گردی را از دست دادند، دچار انحطاط گشتند و جای خود را به خانهای دیگری که در دشت ها بودند، می دادند.[9]

     

    منشاء نام غز:

     

    "این اصطلاح در اوایل قرن هفتم میلادی در میان قبایل ترک شرقی که تی ئه- لو خوانده میشدند ،معروف بوده و به معنی نه طایفه هم پیمان یا توقوز- اغوز بکار می رفته است. پس از قرن دهم میلادی طوایفی از این جماعت به طرف مغر ب کوچ کردند و پیوند خود را با نظام هم پیمان نه گانه مزبور قطع کردند و به سرزمین های تازه ای روی آوردند اینان همان قبایلی هستند که بدون توجه به اتحادیه نه گانه قدیم ایشان ، نام آنان در کتب عربی و تواریخ اسلامی « غز» و در منابع رومی «اوزوئی »آمده است."[10]  

    اصطلاح تغز غز که در منابع اسلامی دیده می شود بیشتر مربوط به دوره دوم سلطنت اویغورها در تیان شان شرقی میباشد . در کتیبه های تاریخی اورخون که از خانهای ترک شرقی باقیمانده ،اصطلاح توقوز- اغوز مشاهده می شود که معادل کلمه ترک بکار رفته است. .

    در خصوص معنای نام غز در منابع کهن اطلاعات مهمی  ارائه نمی شود[11]، امابرخی مولفین معاصر در این خصوص تحقیقاتی را انجام داده اند. از میان نظرات ارائه شده ، نظریه مورخ مجاری     « نمت »در مورد ریشه کلمه اغوز به حقیقت نزدیک تر است .به نظر ایشان کلمه اغوز از ترکیب «اوق+ز » تشکیل شده است که اوق به معنی قبیله و « ز » پسوند جمع است . منتقدین به این نظریه با این استدلال که واج «ق.K» چنانچه با پسوندی که با مصوت شروع شده باشد، جمع شود به واج «غ.g» تغییر شکل نمی دهد سعی در رد نظریه نمت را داشته اند.اما واج «ق.K» در ترکیب «اوق+زOk+Uz » به مرور زمان و در اثر کثرت استعمال  به واج «غ.g» تبدیل شده است.[12]

     

     

    اصل و منشاء اولیه ترکان غز:

     

    پیش از وارد شدن به موضوع مورد بحث ، لازم است توضیح مختصری در خصوص ترکیب شماره با نام قوم ارائه شود. در سنگ نوشته های اورخون واژه « بودون»[13] برای رساندن مفهوم کلیه اجتماعات سیاسی و قومی به کار می رود. کاشغری ترجمه عربی کلمه بودون را قوم ثبت کرده است.[14] محققین اروپایی نیز بودون را مردم ترجمه کرده اند. بودون (قوم ها) به لحاظ قومی و سیاسی، اجتماعاتی متمایز از یکدیگر هستند و هر بودون دارای یک سرزمین مقدس و یک حکمران رهبری کننده بوده است. این بودون ها معمولاً از دو یا چند قبیله تشکیل می شدند و اینکه یک بودون از چند قبیله تشکیل می شد با شماره مشخص می گردید به عبارت بهتر تعداد قبایل تشکیل دهنده یک بودون را با افزودن شماره به اوّل نام آن قوم نشان می دادند به عنوان مثال اوچ قورلق یعنی قوم قارلوق مرکب از سه قبیله می باشد از این رو « توقوز اوغوز» یعنی قبایل نه گانه اوغوز و « اون اویغور» یعنی قبایل دهگانه اویغور می باشد.[15]

    غزان در ابتدا بصورت قبیله ای از نه قبیله تغزغز در تاریغ ظاهر می شوند که بخش مهمی از اتحادیه تیو- کیوی شرقی را تشکیل می دادند. در کتیبه های قرن هشتم اورخون ضمن ذکر اقوام ترک از آنان نیز نام برده شده است. اهمیت این گروه در داخل امپراطوری «تیو-کیو» در کتاب حدودالعالم به خوبی نشان داده شده است «ملوک همه ترکستان اندر قدیم از تغزغز بودندی».[16]

    خواجه رشید الدین فضل الله در جامع التواریخ در ذکر انساب ترک و مغول از دو اصطلاح ترکی «توقوزاوغوز» و«اون اویغور» یاد کرده است وی می نویسد: « چنان آورده اند که در ولایت اویغورستان دو کوه به غایت بزرگ است وکوه قراقوروم در میانه این دو کوه افتاده است و در حوالی آن دو کوه, کوهی است که قوت طاق خوانند و در حوالی آن کوهها، در موضعی ده رودخانه است و در موضعی نه رودخانه. و در قدیم الایام مقام اویغور آنجا بوده. و آنچه در آن ده رودخانه بوده اند ایشان را «اون اویغور» خوانند و آنچه در نه رودخانه «توقوزاویغورو» و آن ده رودخانه را «ارقون» نیز خوانند.[17]

    سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است: آیا «توقوز غزان» همان «اویغوران» هستند؟ یا دو گروه مجزا از یکدیگر می باشند. این موضوع در بین دانشمندان بسیار مورد بحث است و نظرات آنها متفاوت می باشد. عده ای معتقدند که این هر دو  یک قبیله هستند.[18]اما گروه دیگر  مخالف یکی بودن آنها با هم هستند و معتقدند که باید بین توقوز غوزهای اصلی و اویغورها فرق گذاشت [19]

    از بررسی نظرات موافقان ومخالفان به نظر می رسد نظرات بارتولد و سومر مبنی بر متمایز بودن اوغوزها و اویغورها از هم صحیح تر باشند و شاید یکی بودن لفظ «اویغور، غور» و «اوغوز، غوز» باعث شده برخی آنها را با هم یکی بدانند.[20]

     

     

     

    1-ر.ک: گروسه، رنه: امپراطوری صحرانوردان؛ ترجمه عبدالحسین میکده، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، 1379، ص:10-11

    - ر.ک:گروسه:امپراتوری صحرانوردانِ؛ص:11[2]

    [3]- sienpi

    [4] - Chavashi

    3- ر. ک : بار تولد ، واسیلی ولادیمیر: تاریخ ترکهای آسیای میانه؛ ترجمه غفار حسینی، تهران، طوس، 1376، صص:35-33

    4- مشکور، محمدجواد: ترکان غز و مهاجرت ایشان به ایران؛ مجله بررسیهای تاریخی؛ شماره چهارم، سال پنجم، 1349، ص:117

    1- لسترنج، گی: سرزمین های خلافت شرقی؛ ترجمه محمود عرفان، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1364، ص:515

    - ر.ک: گروسه: امپراتوری صحرانوردان؛ صص:17-20[8]

    2- ر.ک: 0ابن خلدون: عبدالرحمان؛ مقدمه ابن خلدون؛ ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، جلد اول، 1353، ص: 230

    مشکور: ترکان و مهاجرت ایشان به ایران؛ ص:122

    -[10]

    2-ر.ک: کاشغری، محمود: دیوان لغات الترک؛ ترجمه و تنظیم محمد دبیر سیاقی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375، صص: 173-171، واژه اغز. رشیدالدین فضل الله: جامع التواریخ؛ به کوشش بهمن کریمی، تهران، اقبال، ج اول، 1338، ص:106

    ابن اثیر، عزالدین علی: تاریخ کامل اسلام و ایران؛ ترجمه علی هاشمی و دیگران، تهران، ج20،ص:46. مشکور: ترکان و مهاجرت ایشان به ایران؛ ص:122

    [12] -ر.ک:سومر: اغوزها؛صص:6-7

     

    [13] Budun

    - کاشغری: دیوان لغات الترک؛واژه بودون،صص:312-313[14]

    - سومر: اوغوزها؛ ص:7[15]

    4- حدودالعالم؛ تصحیح منوچهر ستوده، تهران، دانشگاه تهران، 1340، ص:76

    1- رشیدالدین فضل الله: جامع التواریخ؛ جلد 1، ص:106

    - مارکوارت نیز این نظر را تایید میکند.ر.ک:گروسه: امپراطوری صحرانوردان؛ ص:205[18]

    3-بارتولد مخالف یکی بودن آنها با هم است و معتقد است که باید بین تغز- غزهای اصلی و اویغورها فرق گذاشت .فاروق سومر هم مخالف یکی بودن این دو با هم است و می نویسد: «اوغوزان که در سواحل تولا سکونت داشتند و مشتمل بر 9 شاخه بودند و تابعیت خاقان را پذیرفته بودند متمایز از اویغورهایی بودند که در سواحل سیلنگا سکونت داشته و مشتمل بر ده شاخه می شدند و توسط حکمرانان با عنوان «ایل تبر» اداره می شدند. مسلماً این دو قوم متمایز از یکدیگرندر.ک:سومر:. اغوزها؛ص:7

    Barthold.v.v:Ghuzz:Encycl of Islam 1stEd Leiden London 1913-42 p: 1108

     

     

  • فهرست و منابع پایان نامه نبرد سلطان سنجر با ترکان غز (مطالعه ای در روند تسلط قبایل غز بر خراسان و پیامدهای آن)

    فهرست:

    کلیات                                                                                         1-25

    مقدمه                                                                                               1

    طرح موضوع                                                                                      4

    طرح مسئله                                                                                        5

    طرح مفروضات                                                                                  5

    روش تحقیق                                                                                      6

    ضرورت انجام تحقیق                                                                           7

    قلمرو تحقیق                                                                                     7

    کلمات کلیدی و مفاهیم                                                                         8

    نقد و بررسی منابع                                                                             10

    بخش اول: ترکان غزتا دوره سلجوقی                                                 26-71

    اوضاع جغرافیایی آسیای مرکزی و ساکنان آن                               26

          1-1- جغرافیای آسیای مرکزی                                              26

          2-1-ساکنین آسیای مرکزی                                                  28

    2            -اصل و منشا اولیه ترکان غز                                                  31

          1-2-منشا نام غز                                                              31

          2-2-نژاد غزان                                                                32

          3-2-مساکن غزان                                                            33

          4-2-مهاجرت غزان                                                          36

    3-ویژگی های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی غزان                 40

        1-3-اوضاع سیاسی غزان                                                     40

        2-3-اعتقادات دینی غزان                                                     41

        3-3-آداب و رسوم غزان                                                      44

         4-3-زندگی اقتصادی                                                        40

    4-گذشته تاریخی غزان                                                              46

         1-4- غزان در دوره گوک ترکها                                              46

         2-4- غزان در دوره اویغورها                                                 52

         3-4- ترکان غز و جهان اسلام                                                54

        4-4- غزها در دوره سامانیان                                                   56

        5-4- غزها در دوره غزنویان                                                   59

              1-5-4-سلطان محمود غزنوی                                           61

              2-5-4-سلطان مسعود غزنوی                                           67

    بخش دوم: وضعیت ترکان غز در دوره سلجوقیان                                 72-112

    نقش غزان در تشکیل دولت سلجوقیان                                      72

    2-روابط غزان با سلاطین بزرگ سلجوقی                                        87

    1            -2- اوضاع سیاسی حکومت سلاجقه بزرگ                                87

    2-2- سلاجقه بزرگ و غزان                                                       94

    بخش سوم: وضعیت ترکان غز در دوره سلطان سنجر                           113-153

    اوضاع سیاسی حکومت سنجر                                                113

    2-روابط غزان با سنجر                                                             119

    3-درگیری غزان با سنجر                                                          129

    بخش چهارم: اوضاع خراسان پس از اسارت سنجر                              152-175

           1-غزها در خراسان                                                                   152

           1-1-سلطان سلیمان سلجوقی                                                       156

           2-1-سلطان محمود                                                                   162

           3-1-فرار سنجر از اسارت و مرگ او                                              167

           4-1-خراسان پس از مرگ سنجر                                                   171

    بخش پنجم: نتایج و پیامدهای حمله غزان                                               176

           1-نتایج سیاسی                                                                   176

               1-1-تشکیل حکومت خوارزمشاهیان                                     176

                     2-1-زوال حکومت  سلجوقیان در خراسان                             177

                     3-1-بروز هرج و مرج در خراسان                                       180

                2-نتایج اجتماعی                                                                 182

                  1-2-قتل و غارت مردم                                                       182

                  2-2-از بین رفتن امنیت                                                       184

              3-نتایج اقتصادی                                                                   187

              4-نتایج فرهنگی                                                                    189

                1-4-کشته شدن علما و بزرگان                                                189

                 2-4-ویرانی مراکز و اماکن فرهنگی                                          197

    نتیجه گیری                                                                                    198

    منابع و ماخذ                         .

    منبع:

    -آقسرایی، محمود بن محمد: تاریخ سلاجقه (مسامره الاخبار و مسایره الخبار)؛ تصحیح: عثمان توران، تهران، اساطیر، 1362.

    - ابن اثیر، عزالدین علی بن محمد: الکامل فی تاریخ (تاریخ بزرگ اسلام و ایران)؛ ترجمه: ابوالقاسم حالت، ج21، تهران، علمی، 1351.

    - ابن حامد کرمانی، افضل الدین ابوحامد احمد: تاریخ افضل (بدایع زمان فی دقایق کرمان)؛ تهران، دانشگاه تهران، 1362.

    - ابن حوقل: صوره الارض؛ ترجمه: جعفر شعار، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1345.

    - ابن خلدون، عبدالرحمن: کتاب العبر و دیوان مبتداء و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر (من عاصر هم من ذوی السلطان الاکبر)؛ ترجمه: عبدالحمید آیتی، 4ج، تهران، مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1368.

    - ابن خلدون، عبدالرحمن: مقدمه؛ محمد پروین گنابادی،2ج، تهران، ترجمه و نشر کتاب، 1352.

    - ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا: تاریخ فخری (در آداب ملکداری و دولتهای اسلامی)؛ ترجمه: محمد وحید گلپایگانی، تهران، ترجمه و نشر کتاب، 1360.

    - ابن العبری، غریغوریوس ابوالفرج:تاریخ مختصر الدول؛ ترجمه: محمد علی تاج پور و حشمت الله ریاضی، تهران، انتشارات اطلاعات، 1364

    - ابن فضلان، احمد: سفرنامه ابن فضلان؛ ترجمه: ابوالفضل طباطبایی، تهران، شرق، 1355.

    -ابن فندق، ابوالحسن علی بن زید بیهقی: تاریخ بیهق؛ تصحیح احمد بهمنیار، بی جا، کتابفروشی فروغی، بی تا، چاپ دوم.

    - ابن ندیم، محمد بن اسحاق:الفهرست؛ ترجمه: محمدرضا تجدد، تهران، کتابخانه ابن سینا، 1343.

    - ابوالغداء عماد الدین اسماعیل بن نور الدین علی: تقویم البلدان؛ ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، فرهنگ ایران، 1349.

    - اسفزاری، معین الدین: روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات؛ تصحیح سید محمد کاظم امام، تهران، دانشگاه تهران، 1338.

    -انوری،علی بن محمد:دیوان انوری؛به اهتمام محمد تقی مدرس رضوی،2جلد،تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب،1347.

    - اصفهانی، محمود بن محمد بن الحسینی: دستور الوزراء؛ تصحیح: رضا انزا بی نژاد، تهران، امیر کبیر، 1364.

    - اصطخری، ابراهیم بن محمد: مسالک و ممالک؛ به کوشش ایرج افشار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1347.

    - بناکتی، فخر الدین ابوسلیمان داوود بن تاج الدین ابوالفضل محمد: تاریخ بناکتی؛ به کوشش جعفر شعار، تهران، انجمن آثار ملی، 1348.ُ

    - بنداری اصفهانی: تاریخ سلسله سلجوقی (زبده النصر و نخبه العصره)؛ ترجمه: محمد حسین جلیلی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1356.

    - بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین: تاریخ بیهقی؛ به اهتمام علی اکبر فیاض، تهران،دنیای کتاب، چاپ سوم،1371.

    -                      : تاریخ سیستان؛ تصحیح ملک الشعراء بهار، به همت محمد رمضانی، تهران، خاور،1314.

    -                      : حدود العالم من المشرق الی المغرب؛ به کوشش دکتر منوچهر ستوده، تهران، طهوری، 1362.

    - حسینی، صدرالدین بن الحسین علی: اخبار الدوله السلجوقیه؛ تصحیح محمد اقبال، ترجمه رمضان علی روح الهی، تهران، ایل شاهسون بغدادی، 1380.

    - جرفاذقانی، ابوالشرف، ناصح بن ظفر: ترجمه: تاریخ یمینی؛ به اهتمام جعفر شعار، تهران، ترجمه و نشر کتاب، 1345.

    - جوزجانی، منهاج سراج: طبقات ناصری؛ تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران، دنیای کتاب،1363.

    - جوینی، عطامک علاءالدین: تاریخ جهانگشای جوینی؛ تصحیح محمد قزوینی، 3ج، تهران، ارغون، 1370.

    - خاقانی شروانی،افضل الدین بدیل بن علی : دیوان خاقانی شروانی ؛تصحیح ضیاالدین سجادی ، تهران زوار ، 1357

    - خواجه نظام الملک، ابوعلی حسن: سیرالملوک (سیاست نامه)؛ به اهتمام هیوبرت دارک، تهران، ترجمه و نشر کتاب، 1347.

    - خواند میر، غیاث الدین بن همام االدین الحسینی: تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر؛ 4ج، تهران، کتابخانه خیام، 1333.

    - خواند میر، غیاث الدین: دستورالوزاء؛ تصحیح سعید نفیسی، تهران، اقبال، 1317.

    - دولتشاه سمرقندی، ابن دولتشاه بن بختیشاه: تذکره الشعراء؛ تصحیح محمد عباسی، تهران، کتابفروشی بارانی، بی تا.

    - راوندی، محمدبن علی بن سلیمان: راحه الصدور و آیه السرور در تاریخ آل سلجوق؛ تصحیح محمد اقبال، تهران، امییرکبیر، 1364.

    - رشیدالدین فضل الله: جامع التواریخ؛ به کوشش بهمن کریمی، 2ج، تهران، اقبال، 1367.

    0- شبانکاره ای، محمدبن علی بن محمد: مجمع الانساب ؛ تصحیح میر هاشم محدث، تهران، امیرکبیر، 1363.

    - صاحبی نخجوانی، هندوشاه بن سنجر بن عبد الله: تجارب السلف در تواریخ خلفاء و وزارای ایشان؛ تصحیح عباس اقبال، مطبعه فردین، 1313.

    - عقیلی، سیف الدین حاجی بن نظام:آثارالوزراء؛ تصحیح جمال الدین ارموی، تهران، دانشگاه تهران، 1337.

     - غفاری کاشانی، قاضی احمد: تاریخ نگارستان؛ تصحیح مدرس گیلانی، تهران، حافظ، 1404ه.ق.

      فصیحی خوافی، احمدبن محمد: مجمل فصیحی؛ تصحیح محمود فرخ، مشهد، کتابفروشی باستان، بی تا.

     - قزوینی، زکریا بن محمد بن محمودآثار البلاد و اخبار العباد؛ ترجمه عبدالرحمان شرفکندی، تهران، مؤسسه علمی اندیشه جوان،1366.

    - قزوینی، یحیی بن عبدالطیف: لب التواریخ؛ تهران، بنیاد و گویا، 1363.

     - قمی، نجم الدین ابوالرجاء: تاریخ الوزراء؛ به کوشش محمد تقی دانش پژوه، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363.

     - کاشانی، جمال الدین ابوالقاسم عبدالله: زبده التواریخ؛ به کوشش محمد تقی دانش پژوه، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1366.

      کاشغری ،محمود بن حسین بن محمد :دیوان لغات الترک؛ترجمه وتنظیم سید محمد دبیر سیاقی،تهران ،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ،1375

    - گردیزی، ابو سعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود: زین الاخبار؛ تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1347

    -                      : مجمل التواریخ و القصص؛ تصحیح ملک الشعرائ بهار، به همت محمد رمضانی، تهران، خاور، 1318

    - محمد بن نجیب بکران: جهان نامه؛ به کوشش محمد امین ریاحی،تهران،ابن سینا،1342.

    - محمد بن ابراهیم: سلجوقیان و غز در کرمان؛ تصحیح باستانی پاریزی، تهران، طهوری، 1343.

    - مستوفی قزوینی، حمدالله: تاریخ گزیده؛ به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر، 1339.

    - مسعودی، ابوالحسن علی بن الحسین: التنبیه و الاشراف؛ ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران، ترجمه و نشر کتاب،1349.

    - مسعودی، ابوالحسن علی بن الحسین: مروج  الذهب و معادن الجواهر؛ ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران، ترجمه و نشر کتاب،1356.

    -مقدسی،ابوعبدالله محمد:احسن التقاسیم؛ترجمه علینقی منزوی،تهران،شرکت مؤلفان و مترجمان ایران،1361،

    - منتجب الدین، علی بن احمد: عتبه الکتبه؛ تصحیح محمد قزوینی و عباس اقبال، تهران، سهامی چاپ.

    - میر خواند، میرمحمدبن سید برهان الدین بن خداوند شاه: روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفاء؛ 11ج، تهران، خیام و پیرورز،1339.

    - نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر: تاریخ بخارا؛ ترجمه: ابونصراحمد بن محمدبن نصر القباوی، تلخیص محمد بن ظفر بن عمر، تصحیح مدرس رضوی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1351.

    - نظامی عروضی سمرقندی، احمدبن عمر بن علی: چهار مقاله؛ تصحیح محمد بن عبدالوهاب قزوینی، لیدن، بریل، 1327ه.ق

    - نیشابوری، ظهیرالدین: سلجوقنامه؛ تهران، کلاله خاور، 1332.

    تحقیقات و مطالعات

    -اشپولر، برتولد: تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی؛ ترجمه جواد افلاطوری و مریم میراحمدی، 2ج، انتشارات علمی و فرهنگی،1369.

    - اقبال، عباس: تاریخ مغول؛ تهران، امیرکبیر، 1365.

    - اقبال، عباس: تاریخ مفصل ایران؛ تهران، خیام،بی تا.

    - اقبال، عباس: وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی؛ به کوشش محمد تقی دانش پژوه و یحیی ذکاء، تهران، دانشگاه تهران،1328.

    - اصفهانیان داوود و دیگران: سیری در تاریخ فرهنگ ایران؛ اصفهان، کتابفروشی ثقفی، 1353.

    - بارتولد،و.و: ترکستان نامه؛ ترجمه کریم کشاورز، 2ج، تهران، بنیاد فرهنگ ایران،1352.

    - بارتولد،و.و: تاریخ ترکهای آسیای میانه؛ ترجمه غفار حسینی، تهران، طوس،1376.

    - باسورث: تاریخ سلجوقیان؛ ترجمه یعقوب آژند، تهران، مولی، 1381.

    - باسورث: تاریخ غزنویان؛ ترجمه حسن انوشه، 2ج، تهران، امیرکبیر، 1356.

    - باوزانی، الساندرو: ایرانیان؛ ترجمه: مسعود رجب نیا، تهران، روز جهان، 1359

    - براون، ادوارد: از سنایی تا سعدی؛ ترجمه: غلامحسین صدری، تهران، مروارید، 1351

    - بویل، جی.آ: تاریخ ایران کیمبریج (از سلجوقیان تا فروپاشی مغول)؛ ترجمه حسن انوشه، ج5، تهران، امیرکبیر، 1366.

    - بیگدلی، محمدرضا: ترکمن های ایران؛ تهران، پاسارگاد،1369.

    - پرویز، عباس: تاریخ دوهزاروپانصد ساله ایران؛ 2ج، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، بی تا.

    - پیگولوسکایا و دیگران: تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان سده هیجدهم، ترجمه کریم کشاورز، تهران، پیام،1354.

    - خوشرو، غلامعلی: شناخت انواع اجتماعات؛ تهران، اطلاعات، 1373.

    - حداد عادل، غلامعلی: دانشنامه جهان اسلام؛ تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی، 1375

    - حلمی، احمد کمال الدین: دولت سلجوقیان؛ ترجمه: عبدالله ناصری طاهری، قم، حوزه و دانشگاه، 1383.

    - رازی، عبدالله: تاریخ کامل ایران؛ تهران، اقبال،1369.

    - رحمانی فر، محمد: نگاهی به تاریخ ترکمن های ایران؛ تهران، اختر، 1379.

    - رضا، عنایت الله: ایران و ترکان در روزگار ساسانیان؛ تهران، علمی و فرهنگی،1374.

    - رضاقلی، علی: جامعه شناسی خودکامگی؛ تهران، نشر فی، 1376

    - سجادی سید ضیاالدین :فرهنگ لغات دیوان خاقانی ؛2ج ، تهران ،زوار ، 1374

    - سومر، فاروق: اُغوزها (ترکمن ها)؛ ترجمه: آنادردی عنصری، گنبد قابوس، حاج طلایی،1380.

    - شایان مهر، علیرضا: دایره المعارف تطبیقی علوم اجتماعی؛ 3ج، تهران، کیهان، 1377.

    - شعبانی، رضا: مبانی تاریخ اجتماعی ایران؛ تهران، قومس، 1369.

    - شهبازی، عبدالله: ایل ناشناخته؛ تهران، نی، 1366

    - شهیدی مازندرانی: فرهنگ شاهنامه؛ تهران، بلخ، 1377.

    - صاقیان، مرضیه: جهان ایرانی و توران؛ تهران، وزارت امور خارجه، 1381

    - صفاری، محمد شفیع: فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی؛ قزوین، دانشگاه        بین المللی امام خمینی،1378.

    - طبیبی، حشمت الله: جامعه شناسی ایلات؛ تهران، دانشگاه تهران،1371.

    - فرای، ریچارد: بخارا دستاورد قرون وسطی؛ ترجمه محمود محمودی، تهران، ترجمه و نشر کتاب،1348.

    - فرای، ریچارد: تاریخ ایران کیمبریج (از اسلام تا سلاجقه)؛ ج4، تهران، امیرکبیر، 1366.

    - فرای، ریچارد: عصر زرین فرهنگ ایران؛ ترجمه: مسعود رجب نیا، تهران، سروش،1358.

    - کلوزنر، کارلا: دیوان سالاری در عهد سلجوقی؛ ترجمه یعقوب آژند، تهران، امیرکبیر، 1363.

    - گروسه، رنه: امپراطوری صحرانوردان؛ ترجمه عبدالحسین میکده، تهران، ترجمه و نشر کتاب، 1352.

    - گروسه، رنه:تمدن ایرانی؛ ترجمه: عیسی بهنام، تهران، ترجمه ونشر کتاب، 1352.

    -گلی، امین الله: سیری در تاریخ سیاسی – اجتماعی ترکمن ها؛ تهران، علم، 1366

    - لسترنج، گی: جفرافیای تاریخی سرزمین های خلاف شرقی؛ ترجمه محمود عرفان، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی،1364.

    - لمپتون، آ: تداوم و تحول در تاریخ ایران؛ ترجمه: یعقوب آزند، تهران، نی، 1372.

    - لمپتون، آ: سیری در تاریخ بعد از اسلام؛ ترجمه: یعقوب آزند، تهران، امیرکبیر، 1368.

    - لمپتون، آ: مالک و زارع در ایران؛ ترجمه: منوچهر امیری، تهران،علمی فرهنگی ، 1362..

    - مزارعی، عدنان: تاریخ اقتصادی و اجتماعی ایرانیان؛ تهران، مردمبارز، 1348.

    - مصاحب ، غلام حسین : دایره المعارف فارسی ؛3ج، تهران ، امیر کبیر 1380

    - موسوی بجنوردی: دایره المعارف بزرگ اسلامی؛ 12ج، تهران، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1379.

    - ولادیمیرتسف، ب: نظام اجتماعی مغول؛ ت: شیرین بیانی، تهران، ترجمه و نشر کتاب، 1345

    - هیأت، جواد: سیری در تاریخ و زبان و لهجه های ترکی؛ تهران، نشرنو، 1362

     

    مقالات

    - اقبال، عباس: سه سند از اسناد تاریخی دیوان خوارزمشاهیان؛ ارمغان، سال19، ش2، اردیبهشت1317.

    - اورغون، نامق: اوغوزها (ترکان غز)؛ ترجمه: عبدالقادیر آهنگری، وحید، ش1،1351.

    - سلطانی، رامین: فتنه غز در خراسان؛ مجله ایران شناخت، ش16و17، بهار و تابستان سال1379.

    - گویا اعتمادی، سرور: فتنه غز و نامه اهل خراسان؛ آریانا، ج2، ش3.

    - مشکور، محمدجواد: مهاجرت ترکان غز به ایران؛ مجله بررسی های تاریخی، سال پنجم، ش4، 1349.

    - مشکور، محمدجواد: مهاجرت ترکان غز به ایران؛ یادنامه ابوالفضل بیهقی، مشهد، ادبیات مشهد،1350.

    - مویدی، حسینقلی: شمه ای درباره غز؛ مجله دانشکده ادبیات مشهد، ش4، سال هشتم.

    - ولی، وهاب: مرو در دوره سلجوقیان؛ تحقیقات تاریخی، ش6و7، پاییز1371.

    منابع عربی

    - ابن جوزی، ابی الفرج عبد ارحمن بن علی: المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم؛10ج، حیدرآباد دکن، مطبعه دایره المعارف العثمانیه، 1359ه.ق.

    - ابن خلکان، ابن العباس شمس الدین احمد بن محمد: وفیات الاعیان وابناء و انباء الزمان؛ تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره مکتبه النهضه المصر،1367ه.ق.

    - سمعانی، الامام ابی سعد عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی: الانساب؛ تصحیح شیخ عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدرآباد دکن، مطبعه مجلس دایره المعارف العثمانیه،1383ه.ق.

    - وزنه، یحیی حمزه، الدوله السلجوقیه فی عهد سلطان سنجر؛قاهره،کتبه الثقافه الدینیه،1424ه.ق/2004م/1382ه.ش.

    - یاقوت حموی الروی البغدادی، شهاب الدین ابن عبدالله یاقوت بن عبدالله: معجم البلدان؛ بیروت، دارصادر، بی تا.

    تحقیقات به زبان انگلیسی

     

    - Kopruluzade, fuad: Turkmans, First Encyclopedia of Islam. New Edite, Brill (Leiden)

    - Huartcl: Seldjucs,….

    - Huartcl: Ghuzz,….

    - Huartcl: Sandjar,…

ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت